از استناد دهی تا خساست در استناد

مستند سخن گفتن و مدلل بیان کردن مسائل، امری نوین نیست و سالها در جوامع علمی این بحث مطرح بوده است. نکته مسلم و بدیهی این است یک پژوهش در خلاء صورت نمی گیرد و در خلال بررسی¬ها، قدر یقین از آثار پیشینیان و پیشگامان، بهره گرفته می شود. اساساً مراجعه به متون سبب می شود تا از دوباره کاریها پرهیز شود و راهی را که دیگران طی کرده اند مجدّداً تجربه نشود. بلکه از تجربیات آنها جهت تکمیل و انجام بهتر پژوهش استفاده شود. هرگونه تلاش علمی مستلزم در نظر گرفتن تلاشها و تجربیات پیشینیان و احترام به عقاید آنهاست. هر چند که ممکن است بررسی ها و تحلیل ها نشان دهد که یافته ها و عقاید گذشتگان نادرست است.
اساساً استناد، به معنای سند قراردادن چیزی، تکیه بر چیزی کردن و آیه، حدیث یا سخنی را سند قرار دادن و بدان تمسک جستن است. معمولاً پژوهشگران در نوشته های خود به آثاری که ربط موضوعی با نوشته آنها دارد ارجاع می دهند و از این آثار برای تایید  نظر خویشی استفاده می کنند، یا تفاوت نظر خود را با اندیشه ها و یافته های جدید نشان می دهند. بحثهای استناد، تحلیل استنادی، رفتار استنادی و اخیراً تحلیل پیوند وب سایتها، از جمله مباحثی هستند که چندین دهه موضوع پژوهشها و پایان نامه ها ی حوزه کتابداری و اطلاع رسانی ایران و جهان بوده اند. در روزگاری نه چندان دور، اکثر موضوعات پایان نامه ها حول محور روشهای تحلیل استنادی می چرخید که البته یافته های شان در نوع خود قابل تأمل و استفاده بود و از طرفی اگر پیشینه پژوهش در این مقالات و پایان نامه ها با هم مقایسه می شدند، معلوم نمی شد که چه کسی از روی دستچه کسی  رونویسی کرده است! لیکن همین مساله استناد و حتی پیوند، خود دارای چالشهایی هستند که باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرند و با تأمل عمیق تری روی آنها تمرکز شود.
همانطور که در محیط چاپی ما از Citation استفاده می کنیم در محیطهای الکترونیکی نیز از link یا linking بهره می¬گیریم. یعنی یکی از شروط بقا در محیط وب، تعامل پیوندی با وب¬سایتها یا وبلاگ¬های هم¬موضوع است که به این ترتیب، هم ارتباط بین یک یا چند وب سایت یا وبلاگ همیشه دائم و مشخص است و هم اینکه میزان رویت وبلاگ یا وب سایت افزایش می یابد. از طرف دیگر، با برقراری فراپیوند در خود وب سایت یا وبلاگ، هم موثق بودن یک مطلب به خواننده القاء و اطمینان داده می شود و هم اینکه خواننده راحت تر می تواند به منبع اصلی مراجعه کند. به عنوان نمونه، یک وب لاگ نویس اگر صرفاً بر نوشته هایش تکیه کند، شاید دارای خوانندگان مختلفی باشد، لیکن چنانچه به سایر وبلاگهای هم موضوع خود پیوندی برقرار نکند، و برقراری این پیوند تعاملی نباشد، عملاً میتوان ادعا کرد که در محیط وب، کمتر مرئی خواهد بود. در محیطهای چاپی هم که دیگر بحث آن ناپایان است و پژوهش های مکرر در خصوص ا همیت استناد دهی، زوجهای هم استناد، و نظایر آنها صورت گرفته است .
استنادگر یا Citing و استناد شده یا مستند  یاCited اصطلاحاتی است که مکرر به کار می رود. که همانطور که در سطور بالا نیز مطرح شد در محیط وب نیز با اصطلاح پیوند دهنده یا linking یا پیوند داده شده یا linked را می توانیم معادل استناد در محیط چاپی اطلاق کنیم. اما استناد معمولاً به چه دلایلی رخ می دهد؟
علتهای استناد به آثار پیشین و پژوهش های صورت گرفته متنوع است و انواع گوناگونی دارد.
۱.    ادای احترام و قدرشناسی نسبت به متقدمان
۲.    اعتبار بخشیدن به اثر مرتبط با حوزه مورد نظر
۳.    معرفی روش و ابزارهای علمی مورد استفاده
۴.    فراهم اوری زمینه برای مطالعه بیشتر
۵.    تصحیح اثر خود
۶.    آگاه سازی محققان از اثر خود
۷.    رد یا پذیرش اندیشه های دیگران
البته بسیاری از استنادها صرفاً برای رفع تکلیف و پرکردن بخش پیشینه پژوهش قرار داده می شوند که خیلی از آنها حتی ربط ضعیفی به موضوع تحقیق ندارند. در اینجا قصد بر آن نیست به بحث تحلیل استنادی پرداخته شود بلکه به طور مختصر، مبحث رفتار استنادی مورد بازنگری قرار می گیرد. شاید این نکته، گشایشی باشد بر مباحث دقیق تر و علمی تر در این قضیه. داورپناه(۱۳۸۶) در کتاب خود به طور گذار بحث آسیب شناسی استنادها با تأکید بر رفتار استنادی یا citatation behavior اشاره کرده است و بیان نموده که این قضیه، پدیده¬ای پیچیده است که در حوزه های علم اطلاعات و نیز جامعه شناسی مورد توجه قرار گرفته است. در حوزه علم اطلاعات، استناد وسیله ای جهت اشاعه، شناسایی و مکان یابی اطلاعات شناخته شده است، لیکن در حوزه جامعه شناسی، از رویکرد انتقادی و اجتماعی به این قضیه نگریسته شده است. شاید بتوان گفت آنقدر که بحث تحلیل استنادی مورد توجه قرار گرفته است، بررسی استنادها به لحاظ اجتماعی و جامعه شناختی، کمتر مورد توجه واقع شده است. دیانی (۱۳۷۹) نیز در این مورد اشاره می کند که گاهی به دلایل غیر اصولی و فقط به قصد برآوردن نیازی زودگذر به مقاله یا کتابی استناد می شود. شاید برای خوش آمد دوستی یا به قصد مخالفت با کسی یا به سبب شهرت نویسنده ای مطلبی نقل شود یا مورد استناد قرار گیرد. این احتمال هم وجود دارد که بین نویسندگان، قراردادن نانوشته جهت دریافت نقل قول از یکدیگر ایجاد شده باشد.
باید توجه داشت که استناد بین نویسندگان یک حوزه خاص، رابطه ایجاد می کند و درواقع شبکه ای از محققان آن حوزه را شکل می دهد. هرگونه فعالیت غیرمتعارف در امر استناددهی، به خصوص انحراف در رفتار استنادی، باعث پیدایش اختلال در شبکه های ارتباطی علمی می شوند.  خوداستنادی حالتهای مختلف را در بردارد. در خوش بینانه ترین حالت، هنگامی که محققی به پژوهش میپردازد، هنگام بررسی ها درمی یابد که وی برای نخستین بار است که به حل چالش و مساله مورد نظر می پردازد.
اما گاهی اوقات در متون مختلف مشاهده می شود که پژوهشی صورت می گیرد و اثری از پیشینیان آن حوزه در پژوهش نیست! گویا اصلا آنها وجود خارجی نداشته اند و محققان فعلی، نخستین افرادی هستند که این ایده به ذهنشان متبادر شده و در راستای تولید علم گام برداشته اند. شاید نتوان دلیل علمی و منطقی را برای این قضیه یافت. اما به نظر می رسد این مساله بیشتر به جنبه های روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی محقق باز می گردد. شاید بتوان نام این قضیه را خودخواهی یا خودبینی استنادی نامید که برخی محققان حاضر نیستند غیر از خودشان و خودی هایشان، بدون سوگیری، آثار محققان پیشین را به عنوان مستندات پژوهش خود ذکر نمایند. این افراد در  واقع، حلقه ای را شکل دهند که حقیقتاً نمی توان آن را حلقه مستحکم علمی نامید که برآیند تحقیقاتی متناسب داشته باشد. یک حلقه علمی، زمانی زنجیره تحقیقاتی مولد علم نامیده می شود که هیچ گونه سوگیری علمی درون حلقه رخنه نکند. شاید هم این افراد به قول دکتر حری، “خویشتن محور کبیر” هستند که زندگی حرفه ای آنها، رنگ و بوی سوگیری استنادی گرفته است و معلوم نیست چرا، ولی حاضر نیستند گردوغبار خود محوری را از آثار خود بزدایند.
پس می توان چنین بیان داشت غیر از خود استنادی که البته آنهم گاهی اوقات، اجتناب ناپذیر است و به دلیل بکر بودن یک موضوع، چاره ای جز این رویه نیست، شیوه دیگری هم در استناد دهی متولد شده است که خودی- استنادی نام دارد! یعنی محقق یا محققان در تحقیق خود، صرفاً کسانی را پیشرو و پیشگام آن حوزه می دانند که در دایره خودی آنها جای داشته باشند، در غیر این صورت، حتی اگر محققی، جزو اولین نفراتی باشد که در یک زمینه خاص به پژوهش پرداخته باشد و به نتایج قابل توجهی رسیده باشد، در بخش پیشینه پژوهش و اساساً در هر قسمت از تحقیق محققی که دارای بیماری خودی استنادی است، جایی ندارد. این هم بخشی از رفتار استنادی است. بیشک پیشگیری از خودی استنادی و خود استنادی های غیرضروری، بهتر از درمان دیر هنگام آن است. این قضیه تلخ، با خضوع و فروتنی علمی کاملاً در تناقض است. از استناد، استفاده و سوءاستفاده¬هایی فراوانی می¬توان به عمل آورد. به قول دکتر، حری استناد همانند یک تیغ لبه است که می تواند یک محقق را تأیید یا رد کند. بد نیست پژوهشهای جدی در قالبهای کمی یا کیفی روی این جنبه انجام شود و انگیزه های خودی استنادی مشخص شود. به هرحال در خودی استنادی ها سوگیریهای آشکار است که اگر واقعاً به پژوهش و طبیعت آن معتقد باشیم باید جلوی آن را گرفت یا حداقل آن را کمرنگ تر ببینیم.

منابع جهت مطالعه
حری، عباس (۱۳۷۲). مروری بر اطلاعات و اطلاع رسانی. تهران: دبیرخانه هیات امنای کتابخانه های عمومی  کشور.
داورپناه، محمد رضا(۱۳۸۶). ارتباط علمی: نیاز اطلاعاتی و رفتار اطلاع یابی. تهران: دبیزش.
دیانی، محمدحسین (۱۳۷۹). مباحث بنیانی در کتابداری و اطلاع رسانی ایران: ده مقاله. مشهد: انتشارات کتابخانه رایانه ای.
ر.ک صفحات ۱۷۸ دایره المعارف کتابداری واطلاع رسانی بخوانید.
پروانه مدیرامانی ۱۷۶-۱۸۰
مدیر امانی، استناد. دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی. قابل دسترس در:

http://portal.nlai.ir/daka/Wiki%20Pages/استناد.aspx

تاریخ دسترسی: ۲۱ دی ۱۳۸۹

Noruzi, Ali Reza. 2005.” Web Impact Factors for Iranian Universities”. Webology, Volume 2, Number 1, April, 2005. Available at: http://www.webology.ir/2005/v2n1/a11.html.(Accessed 27 Feb 2006).

Rousseau, R. (1997). Sitations: An exploratory study. Cybermetrics, 1(1).
Retrieved July 9, 2004, from http://www.cindoc.csic.es/cybermetrics/ Articles/v1i1p1.html (Accessed 4 Jan 2005).

Smith, Alastair G.,2004. “ Citation and links as a measure pf effective of online LIS journals”. Available: http://www.ifla.org/IV/ifla70/prog04.htm. (Accessed 7 Dec 2006).

2 نظر برای مطلب “از استناد دهی تا خساست در استناد”

  1. سلام اقای دکتر اصنافی عزیز ممنون از نکات ارزنده شما،البته اقای دکتر زین العابدینی بطور گذرا چند نکته ای فرمایش کردند که‌بنده هم در ارتباط با کرونا وحقوق افراد در همین زمینه عرایضی داشتم البته شاخصهای استنادی را در بسیاری مواقع یا نمی توان ذکر کرد یا انحراف ایجاد می کنند یا با ذکر انها بعدها مدارکی به دست میاید که نشان می دهد انگونه نبوده است
    در هر حال بنده فکر می کنم ارائه شاخصهای استنادی فی نفسه بد نیستند اما البته خود استنادی را هم نمی توان از ارزش انداخت به شرط انکه فرد شناخته شده ودارای اعتبار باشد منتهی این اعتباررا باید از چه‌کسی گرفت متاسفم فرمایش وتحلیل شما کاملاًدرست است اما مبنا واسایش را نباید وحی منزل تلقی کرد به هرحالمایل هستم بحثی بایکدیگر داشته باشیم

  2. با سلام خدمت دکتر اصنافی عزیز اقای دکتر قسمت دوم عرایضم راخدمتتان ارائه می دهم شاید فرصت مناسبی پیش نیاید که باشما صحبت داشته باشم در مورد ادامه بحث شاخص های استنادیبخصوص در مورد کرونا نظر بنده این است که داشتن این نگرش استنادی به خودی خود بد نیست اما یک نقطه نظر قطعی محسوب نمی شود چه در غیر اینصورت موضوع خلاقیت ونواوری تحت الشعاع پیشینه قرار می گیرددر اولین قدم برای ورود به بحث باید فرد تحلیل محتوی را اموخته ودر دنبال ان به تحلیل معیار بپر دازدزیرا استناد کردن ومثالی اوردن بدون انجام کار اولیه بیهوده است این نقطه نظر در فیزیک نظری کاملاً هم روشن است البته به عنوان یک مثال
    شما می دانید که فیزیک نظریبسیار مبتنی بر اظهارات افراد است ومبنای کار ان استناد مستقیم نیست مثلا هاوکیننگ فیزیکدان انگایسی درمورد سیاه چاله ها نظر خودش را ارئه کرد وبیان داشت که اطلاعات در کنار ولبه سیاه چاله میماند ودرون ان فرو نمیرود ونظر انیشتین را رد کرد ویا آلوین پلانتینگا که ادعا کرد دعا کردن هیچ منافاتی با مکانیک کوتنتم ندارد وقابل قبول است ایشان به هیچ نظریه دیگری استناد نکرده بود وفکر خودش را مطرح کرد واز این مثالها که خودتان بهتر از من می دانید بنا بر این سایتیشن به نظرم یک محدودیت محتوم را مطرح می کند که تا حدودی مانع کار هم می شود البته خوب است ولی همه کار نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *