به الزویر مقاله بدهید، صفر می‌گیرید!

مقدمه

 الزویر پایگاهی که سالانه ۲۵۰۰۰۰ مقاله علمی منتشر میکند و نزدیک دو هزار ژورنال یا مجله علمی را به چاپ می‌رساند با تصمیصم فرهاد رهبر تحریم شد.  در روزهای پایانی مهرماه نود ‘فرهاد رهبر’، رییس دانشگاه تهران در جلسه هم اندیشی روسای دانشگاه های کشور در محل وزارت علوم، پیشنهاد تحریم پایگاه علمی “الزویر” را میدهد و تمامی روسای دانشگاهها نیز با این پیشنهاد موافقت میکنند. اما  محققان و پژوهشگران هنوز نمیداند چگونه و به چه دلیل یک پایگاه علمی که تا  دیروز انتشار یک مقاله در آن موجب مباهات بود ،یک شبه به پایگاهی بدل گردید که اگر محقق و پژوهشگری مقاله اش در آنجا مشاهده شود هیات ممیز دانشگاهها  امتیاز پدیدآورندگان را منفی و صفر قلمداد خواهد کرد!  در این باره در محافل کتابداری و اطلاع رسانی نیز نظراتی بیان شد گرچه کلیت ماجرا همانند دیگر مسائل به محاق فراموشی رفت اما عطف چند پرسش را در اینباره با تنی چند از اساتید مطرح و نظرات آنان را جویا شد. دکتر نادر نقشینه استاد دانشگاه تهران و همچنین دکتر حبیب اشعثی استاد شیمی دانشگاه تبریز نظراتشان را با عطف در میان گذاشتند.

نظرات اساتید پیرامون سه پرسش زیر است

  •  به گمان شما چه دلایلی  برای تحریم “الزویر” وجود دارد ؟ آیا دلایل ذکر شده از جانب روسای دانشگاهها منطقی و کافی است؟
  • این تحریم چه اثرات کوتاه یا بلند مدتی بر روند تحقیق و پژوهش میگذارد؟
  •  لطفا چنانچه نکاتی دیگر پیرامون این مساله در ذهن دارید که به تجریه و تحلیل این مساله کمک میکند بیان کنید

دکتر حبیب اشعثی:

آیا تصمیم گیرندگان تحریم الزویر تا بحال با این ناشر کار کرده اند و آشنا با موضوع می باشند؟

جناب آقای حیدری نژاد

 سلام از شما تشکر میکنم که چنین نظر خواهی را انجام می دهید. واقعاً مایه تعجب و جای بسی دلتنگی و مایوس کننده است که گرداندگان و پرچمداران علوم تحقیقات و فناوری جامعه علمی کشور چنین کاری را انجام می دهند تا بهانه ای ایجاد کنند تا تحریم پنهانی ناشران جهانی علنی شود. نمیدانم مصاحبه تابناک با آقای ناصر انصاری پور که البته من ایشان را نمی شناسم در همین رابطه را مشاهده کرده اید یا نه؟ مطالب درستی را بیان نموده اند و یکی از افتخارت ما بعد از انقلاب همین نشر کارهای تخقیقاتی در مجلات بین المللی است. و تولیدات ما را از ۰.۲۹ در سال ۲۰۰۳ بعد از ۵ سال به ۱.۰۲ درصد ارتقا داده است.

جای بسی تعجب است چرا که معمولاً برای انجام هر کاری درخصوص دانشگاه ها و مراکز علمی قبلاً از اعضا ی هیات علمی نظر خواهی می شود چطور شده که در رابطه با چنین مسئله ای هیچ کار مقدماتی صورت نگرفته است؟ از روزی که این خبر در دانشکده ما منتشر شده همه نسبت به این امر اعتراض نموده و اظهار تاسف می کنند. و اما در خصوص سوالات جنابعالی:

من دلایل ارائه شده را قبول ندارم بلکه باید عرض کنم که علم ارزشش به این است که تحقیقات انجام گرفته در اختیار همه طالبین قرار داده شده ومورد استفاده قرار بگیرد. اگر ما در کشورمان قادر به بهره گیری از کارهای باارزش انجام گرفته توسط محققین محترمان نیستیم چرا بایستی دیگران از آنها استفاده نکنند. اگرتحقیقات در حدی است که قابلیت انحصاری شدن در سطح بین المللی دارد و امکان تامین هزینه آن برای محقق وجود دارد میتوان  کار را انحساری نمود. سوال من در اینجا اینست که چند نفر در بین تصمیم گیرندگان تحریم الزویر تا بحال با این ناشر کار کرده اند وآشنا با موضوع می باشند؟ بسیاری از کشورها نظیر چین عریستان روسیه و خیلی های دیگر که من بجز آنها وکشورهای اروپائی از بقیه خبر ندارم و بایستی مطالعه بیشتری  بکنم تعدادی از مجلات خود را توسط این ناشر منتشر می نمایند. مقالات چاپ شده توسط این ناشر مورد مطالعه بیشتر محققین در سراسر کشورهای جهان می باشد لذا یکی از راه های آشنایی محققین دنیا با دانشمندان ایرانی بسته می شود. لازم به یاد آوری است که اخیراً به سختی می شود مقاله ای را در  مجلات همین ناشر و ناشرین دیگر بچاپ رساند

من دلایل ارائه شده را قبول ندارم بلکه باید عرض کنم که علم ارزشش به این است که تحقیقات انجام گرفته در اختیار همه طالبین قرار داده شده ومورد استفاده قرار بگیرد. اگر ما در کشورمان قادر به بهره گیری از کارهای باارزش انجام گرفته توسط محققین محترمان نیستیم چرا بایستی دیگران از آنها استفاده نکنند. اگرتحقیقات در حدی است که قابلیت انحصاری شدن در سطح بین المللی دارد و امکان تامین هزینه آن برای محقق وجود دارد میتوان  کار را انحساری نمود. سوال من در اینجا اینست که چند نفر در بین تصمیم گیرندگان تحریم الزویر تا بحال با این ناشر کار کرده اند وآشنا با موضوع می باشند؟

این تحریم دست و پای محققین را بسته  و انگیزه تحقیقات با ارزش را کاهش خواهد داد و در دراز مدت نامی از محققین ایرانی در ماشین های جستجوی علمی و عمومی مشاهده نخواهد شد. شاید برای یک عده که کمتر توان چاپ مقالات در مجلات بین المللی و با ارزش را دارند بهتر بشود

خدمتتان عرض کنم که بنده دلایل درستی را در تحریم الزویر از طرف نشست روسای دانشگاه مشاهده نکردم تنها به این دلیل که کارهای ما خشت های کاخهای اجنبی هاست بهیجوجه صحیح نمی باشد و بایستی روشن شود که دلایل اصلی اقدام به عدم چاپ مقالات ما در مجلات ناشر مذکور چیست و چه لطمه ای به ناشر خواهد زد؟

دکتر نادر نقشینه :

مارادونا را رها کنید و فلانی را بگیرید!!

در مورد خبر تحریم انتشارات Elsevier توسط روسای دانشگاه های ایران نمی توان به این سادگی نظر داد. بسیاری از اطلاعات در رابطه با سلسله سبب شناسی که منتج به این تصمیم شده است در این میان قابل راست آزمایی نیست. در مورد تحریم الزویر توسط روسای محترم دانشگاه های ایران آنچه که در این میان باعث تعجب من شده است استفاده از مکانیسم تحریم بعنوان یک اقدام علمی در کشوری است که نه تنها تحت فشار تحریمها بوده است بلکه همواره بر ناکارآمدی تحریم بعنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست تاکید داشته است. از طرفی بعنوان یک ایرانی، سیاست تکریم بی حد و حصر خارجیها که گاه رنگ و بوی دوران قاجار را دارد بسیار نا مطبوع می دانم.

نمی دانم جنس اتفاقاتی که باعث چنین بر افروختگی در میان روسای محترم دانشگاه های کشور شده است چگونه است ولی یحتمل نمی تواند به تلخی و سوز اتفاقاتی باشد که پژوهشگران کشور در سالهای ۱۳۵۸-۱۳۶۷ با آن روبرو بودند. حتی در آن دوران نه چندان دور، نه پژوهشگری که سری بین سرها داشت و نه صفر کیلومتری چون این حقیر کمینه که هنوز ریشش سبز نشده بود هیچکدام صحبتی از قطع ارتباط علمی  نمی کرد چرا که به مثابه ابزاری برای هوشمندی رقابتی بود. این مربوط به دوران پیش ازاینترنت  در این سرزمین است، زمانیکه یک دقیقه ارتباط برخط با شبکه اطلاعات علمی ینگه دنیا حدود ۳۰۰۰ ریال وجه رایج آن زمان ( یک دلار معادل ۲۹۰ ریال) هزینه داشت. بسی جای تعجب است که در این عصر اینترنت قطره چکانی و دلار ۱۲۰۰۰ ریالی صحبت از قطع ارتباط علمی می شود! تصور من این بود که در گردش ایام اوضاع بر سبیل پیشرفت است و نه قهقرا.

الزویر یک شرکت تجارتی است که مشتریان غالب آن در مجموعه علمی می باشند. مدل تجارتی این شرکت مبتنی بر درگیری با حلقه ها و نحله های علمی، نیاز سنجی و توسعه محصول برای این گروه می باشد. در واقع بخشی از سیستم مدیریت روابط مشتریان در این موسسه مبتنی بر اخذ و تقویت وفاداری مشتری است که دیر به هر چیز وفادار می شود و سخت از وفاداری خود دست می کشد. الزویر می بایست در بیش از ۷۰ قلمروی جهانی فعالیت کند که بیشتر در منطقه آمریکای شمالی، اروپا و خاور دور متمرکز است. هنگامی که به الزویر می تازیم که بعنوان یک استثمارگر علمی چگونه به خود حق می دهد که شرایط خویش را بر ما تحمیل می کند کمی هم گوشه نظری به موضوع شکایت الزویر از دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانه داری آمریکا در سال ۲۰۰۴ داشته باشیم که مانع از اقدام ان دفتر برای جلوگیری ا ز چاپ آثار ایرانیان و کوباییها در نشریات الزویر گردید. البته یحتمل الزویر از باب بحث آزادی بیان و ازادی آکادمیک نبوده که جور ما ایرانیها را کشیده بلکه می خواسته بازارش را حفظ کند. مشاور اصلی حقوقی الزویر شخصی بنام مارک سیلی است. اگر وی به هر دلیلی تشخیص بدهد که بازار ایران برای الزویر ضررش بیشتر از نفعش می باشد بطور خودکار الزویر بازار خود در ایران را تحدید می کند. این شخص همانی است که در سال ۲۰۰۴ که بعنوان هماهنگ کننده دعوی بر علیه دولت آمریکا مانع از اقدام دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانه داری آمریکا بر علیه  چاپ آثار دانشمندان ایرانی شد.

من در اینجا باید اعتراف کنم که عملکرد وزارت علوم و برخی مسئولین آموزشی مرا یاد لطیفه  فوتبال مارادونا و احد می اندازد. در این دوران برد با افرادی است که بدون ترس از سامانه درگیری سازنده در برخورد با مسائل بهره می برند. ظرفیتهای دانشگاهی برای مقابله با محدودیتهای اعمالی از جانب ناشرین خارجی هنوز کاملا مورد استفاده قرار نگرفته است. مسئله الزویر و بسیاری از ناشرین و حتی ارتباطات دانشگاهی از طریق مذاکره و گفتگو قابل حل است. حتی بر اساس قوانین این باب قابل بررسی است که برای برخی اطلاعات علمی مجوز صادرات به ایران گرفت. بر اساس رویه ۲۰۰۳ OFAC ، ارسال مواد اطلاعاتی علمی به ایران دارای مانع نیست.

بحث بعدی در رابطه با جریمه کردن اساتیدی است که در نشریات الزویر مطلب چاپ کنند. من بعید بدانم با توجه به تسلط روسای دانشگاه به مباحث مربوط به حقوق بین الملل بخصوص در باب آزادی آکادمیک که جزو منشور یونسکو است و نیز مبحث آزادیهای مصرحه در قانون اساسی، این مسئله نقره داغ کردن و جریمه کردن محقق  بخت برگشته ای که جرمش چاپ در الزویر است خبر درستی باشد. هزینه عدم استطاعت مجموعه مدیریتی دانشگاهی در تبدیل تهدید به فرصت و یا چانه زنی برای تقلیل اثرات تهدید را نباید بدنه دانشگاهی تقبل کند که این امر بی انصافی است سخت گران. بر اساس مقررات دولتی و نیز ملاحظات اخلاقی ناظر بر دسترسی به اطلاعات ممتاز نمی توانم برخی مسائل را بازگو کنم.

من در اینجا باید اعتراف کنم که عملکرد وزارت علوم و برخی مسئولین آموزشی مرا یاد لطیفه  فوتبال مارادونا و احد می اندازد. در این دوران برد با افرادی است که بدون ترس از سامانه درگیری سازنده در برخورد با مسائل بهره می برند. ظرفیتهای دانشگاهی برای مقابله با محدودیتهای اعمالی از جانب ناشرین خارجی هنوز کاملا مورد استفاده قرار نگرفته است. مسئله الزویر و بسیاری از ناشرین و حتی ارتباطات دانشگاهی از طریق مذاکره و گفتگو قابل حل است. حتی بر اساس قوانین این باب قابل بررسی است که برای برخی اطلاعات علمی مجوز صادرات به ایران گرفت. بر اساس رویه ۲۰۰۳ OFAC ، ارسال مواد اطلاعاتی علمی به ایران دارای مانع نیست.

 زبان تحریم، زبانی است که باید با دقت انتخاب شود و هدف گزینی بی نقص باشد. این گونه عکس العمل نشان دادن از جنس تحریم بدون داشتن یک طرح بازی، صرفا یک ژست سیاسی است که موید عدم داشتن شقوق مذاکره ای یا آزادی عمل در چنته است. من چون در دو جلسه ای که رییس دانشگاهم را ملاقات کرده ام، ایشان را فردی منطقی و آینده نگر دیده ام، بعید می دانم که ایشان بدون برنامه این صحبت را فرموده باشند. از یک دید اقدام ایشان می تواند مورد ارزیابی مثبت قرار گیرد. دانشگاه مالک اشتر و دانشگاه شهید بهشتی دو عضو از خانواده دانشگاهی ایران هستند. و اقدام الزویر برای تحریم یکجانبه این دو دانشگاه بدون ایفاد مفری برای مذاکره و دفاع – در صورتیکه در قراردادش با کنسرسیوم اطلاعات ایران تصریح شده باشد- به لحاظ حتی رویه های دادگاه بین المللی حکمیت لندن هم قابل پیگیری خواهد بود. بعنوان یک ایرانی و عضو کوچکی از خانواده دانشگاهی ایران، من شخصا چنین حرکتی را بر علیه هم وطنان خود بر نمی تابم. بنا براین تهدید به تحریم، می بایست با مذاکره همراه باشد تا بتوان تهدید را به فرصت تبدیل کرد. در این رابطه می بایست تعارف را کنار گذاشت و قبول کرد که فقط سه دانشگاه تهران، صنعتی شریف و تربیت مدرس، وزن و امکانات لازم برای اینگونه رویکرد را دارند. و اگر دانشگاه تهران از باب حفظ شان دانشگاه های شهید بهشتی و مالک اشتر وارد میدان شده است می بایست از ایشان قدردانی کرد. من امید دارم که در این راستا بطور سازنده با الزویر مذاکره گردد. اینکه کار به این مرحله کشیده شده است تا حدی بخاطر فرصت سوزیهای وزارت فخیمه علوم است، و الا می شد از زمان قطع سرویسهای الزویر به این دو دانشگاه با بهره گیری از مکانیسم Programmed Escalation of Counter-Actions مسئله را در نقطه و تحت شرایط مناسبتری حل وفصل کرد

بنظر من پژوهشگران ایرانی از تحریم الزویر آسیب نخواهند دید. دسترسی به بانکها هم چنان برقرار خواهد بود. اما از باب امتیاز منفی، پژوهشگران مقالات خود را می توانند بصورت آزاد داده و کم و بیش ارتباط خود را با نشریات الزویر حفظ کنند. و یا ارتباطات بین المللی خود را به نحوی تقویت می کنند تا از قبل آن به بانک دسترسی داشته باشند. در این صورت هیچ دادگاه و هیچ هیئت تخلفی نمی تواند بر ایشان خرده بگیرد. و اگر هم علیرغم همه اینها بازهم حضرات خرده گیرند، دیگر نباید از فرار سرمایه انسانی تعجب کنند.

در پایان میل دارم به نکته ای توجه شما را جلب کنم.اگر در بین ژورنالهای الزویر نگاه کنید به چند عنوان ژورنالی بر می خورید که توسط همکاران و پژوهشگران این بوم تهیه می شود و الزویر صرفا خدمات انتشارات آن را فراهم می کند از جمله این ژورنالها ژورنال Scientia Iranica از دانشگاه صنعتی شریف است که من شخصا آنرا بسیار دوست می دارم

j.heidarinejad@gmail.com'

درباره جلال حيدري نژاد

دانش آموخته جامعه شناسی از دانشگاه تهران، دلبسته ی فرهنگ ،اجتماع و آدمیزاد. مینویسم تا " نادانی" خودم را روایت کنم، نه بیشتر!

مشاهده همه مطالب جلال حيدري نژاد →

یک نظر برای مطلب “به الزویر مقاله بدهید، صفر می‌گیرید!”

  1. حکایت دیگه حکایت تحریم و کم کردن رابطه با دولت انگلستان هست. آیا می دانید چقدر دانشجوی بورس و غیر بورس ایرانی که در انگلیس مشغول تحصیل هستند؟ چه تعداد هم وطنان ما در انگلیس زندگی و کار می کنند ؟ و بالعکس چند نفر دانشجوی انگلیسی در ایران شاغل به تحصیل است و چند انگلیسی در ایران کار یا زندگی می کنند ؟ ضرر بیشتر متوجه کدام طرف است ؟ تصمیمات نسنجیده فقط منحصر به تحریم الزویر نیست !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *