پاسخی به نوشته دکتر ابراهیم افشار

منشور اخلاق حرفه‌ای اساتید و آسیب‌شناسی همایشهای دانشجویی

پاسخی به نوشته دکتر ابراهیم افشار

 بنده  یکی از اعضاء گروه بحث کتابداری می باشم. طبق معمول هر روز ایمیل های خود را چک  می کردم تا پیام های رسیده را بررسی کنم . در این میان ایمیلی با موضوع  بی اخلاقی  در همایش مجموعه سازی ادکا از آقای دکتر افشار را دیدم که  در آن مطالبی را به  بنده نسبت داده بود. شوکه شده بودم . مطالب مربوط به همایش مجموعه سازی ادکا و اتهام سرقت علمی در مقاله ای مشترکی با همکارانم از جناب آقای دکتر افشار بود که در همایش ادکا شرکت کرده بودیم. همایشی که متاسفانه برگزار کنندگان آن ناشیانه و با بی احترامی با ما برخورد کردند .

من نمی دانم که چرا  آقای دکتر افشار در ایمیل خود به گروه بحث و همچنین دوستان حمایت کننده وی از جمله دکتر فرج پهلو، یک طرفه به قاضی رفته ا ند و نمی خواهند اصل ماجرا را  پی گیری کنند و قضاوت  به دور از منطق را پیشه خود کرده اند . در صورتی که بنده در چند ایمیل ارسالی بیان کردم که در  مقاله ارسالی فوق به همایش ،  که به دلیل درخواست نامعقول  رابط همایش مبنی بر ارسال مقالات در ۶ صفحه و کوتاهی آنان در ارائه شیوه نامه اصلاح  متن مقالات ،پس از داوری اولیه، اصلا متن مقاله  به صورت  قطعی به  دبیرخانه همایش ارسال نشده بوده است .  مطالبی از مقاله را که آقای  دکتر افشار ادعا می کنند که متعلق به ایشان است و به صورت دستنامه بوده است از منبع  زیر گرفته شده است ،تحت عنوان :

اخلاقیات حرفه ای در مجموعه سازی. [DOC] عنوان بخش/ جلسه ۲: گونه شناسی ادبیات مجموعه سازی ، قابل دسترسی در kamangir.persiangig.com/isflib/Ethics%20in%20CD.doc

که در آن هم اسمی ار آقای دکترافشار نبرده است  و با  توجه به اینکه  تهیه کنندگان مقاله فوق نتوانسته ا ند  نویسنده اصلی مطالب فوق که در ۱ یا ۲ صفحه بوده است پیدا کنند و شک داشتند که آنرا درج کنند یا حذف نمایند با توجه به اینکه احتمال دادند که مطالب فوق برای همایش مفید بوده باشد آنرا در مقاله گنجاندند ولی متاسفانه  آدرس وبلاگ حاوی مطالب مورد ادعای ایشان  ناخواسته از فهرست منابع و ماخذ  حذف شده بوده  و الا قصد و قرضی در این کار نبوده است  . بنده و همکارانم انتظار داشتیم تا این اشتباه ناخواسته ما در مرحله داوری گوشزد شود نه اینکه محملی شود برای ا نگ سرقت علمی. و البته اگر ما متهم به سرقت علمی شده ایم پس قبل از ما هم نویسندگان وبلاگ فوق نیز متهم به این کارند . چرا که مطالب دکتر افشار را بدون استناد منتشر کرده اند. و لازم است ایشان به این وبلاگ نیز اعتراض کنند!

نکته جالب اینجاست که ۲ مقاله بنده و همکارا نم  به دلیل عدم ارسال قطعی مقاله اصلاح شده به دبیر خانه همایش، رد شده است و قضیه برای ما مثل آش نخورده و دهن سوخته است. مقاله ای که هنوز در دست داوری بوده و نیاز به اصلاح دارد و هنوز در جایی چاپ نشده است ولی متهم به سرقت علمی است

و نکته دیگر اینکه در ایمیل ارسالی از دست اندکاران همایش ، ایمیلی با این مضمون وجود دارد:

هنگامی که چکیده شما پذیرفته شد به شما و بقیه پذیرفتگان شرایطی را اعلام کردیم که یکی از آنها این بود که مقاله از ۳۰۰۰ کلمه تجاوز نکند وگرنه داوری نمی کنیم با این حال مقاله شما داوری شده و یک فرصت دیگر در اختیارتان قرار گرفته می توانید استفاده کنید یا از دست بدهید با خودتان است .

به نظر  یک کتابدار محقق آیا می شود یک مقاله پژوهشی را که دارای جداول ، پیشینه ،یافته ها، نتیجه گیری ، منابع  و.. است در ۶ صفحه آورد (۳۰۰۰کلمه) این عمل مقاله را  خنثی می کند و شیرازه مقاله را از هم می پاشد و  نتیجه ای برای مطالعه کننده ندارد . البته با مطالعه مجموعه مقالات همایش ادکا، مشاهده خواهید کرد که مسئولین همایش  به بیا نیه ها و دستورات  خود در خصوص  نگارش مقالات توجهی نکرده و برخی از مقالات تا ۱۸ و ۱۶ صفحه هم چاپ شده است و این نشان از برخورد  رابطه ای و دوگانه  مسئولین همایش دارد.

نکته جالب اینجاست که ۲ مقاله بنده و همکارا نم  به دلیل عدم ارسال قطعی مقاله اصلاح شده به دبیر خانه همایش، رد شده است و قضیه برای ما مثل آش نخورده و دهن سوخته است. مقاله ای که هنوز در دست داوری بوده و نیاز به اصلاح دارد و هنوز در جایی چاپ نشده است ولی متهم به سرقت علمی است. ما برای افزایش دانش حرفه ای خود در این همایش دا نشجویی شرکت کرده بودیم این قضیه یک اشتباه سهوی بوده که می توانست با گوشزد کردن در مرحله داوری برطرف شود. مگر در مرحله ی داوری، به جز رد یا قبول ، اشتباهات و اصلاحات گوشزد نمی شود؟ ا نتظار چنین برخوردی را از سوی دکتر افشار که تجربه ی زیادی در همایش های ملی و نشریات تخصصی دارند را نداشتیم . آیا اخلاق داوری د ربررسی و ارزیابی مقالات رعایت شده است؟

همانطور که همه اساتید و کتابداران محقق و شرکت کننده در همایش ها می دانند هر همایش شیوه نامه تهیه و اصلاحیه مقالات دارد که یکی از شروط آن  ،استناد دهی درون متنی و شیوه نامه نوشتن منابع و ماخذ می باشد. که در این همایش مجموعه سازی ادکا اصلا این شیوه نامه، ارائه و ارسال نشده بود ولی آقای افشار نمی خواهند این مسئله را قبول کنند فقط بر حرفهای خود سماجت می کنند. به نظر بنده به این کار انتقاد کردن از دیگران یا برملا سازی و افشاگری نمی گویند بلکه این نوعی انتقام جویی و  برخورد دیکتاتوری و عدم قبول منطق در اخلاق حرفه ای و عوام فریبی  می باشد .

چرا از آوردن نام اساتید  به عنوان نفر اول در مقالات علمی – پژوهشی  که از پایان نامه اخذ می شود و این روزها باب شده است بحث نمی کنید که آیا این عمل، غیر اخلاقی نمی باشد؟ یا در کلاسهای درس دانشگاه بعضاً برخی اساتید ترجمه چند متن لاتین را به دانشجویان واگذار می کنند و بعد از چند ی  ترجمه را بنام خود چاپ می کنند . چرا از رابطه بازی اساتید داور و راهنما در دفاع پایان نامه ها و داوری مقالات در همایشهای کتابداری صحبت نمی کنید؟ که این گونه اعمال و برخوردهای دوگانه باعث سرخوردگی وسردرگمی دانشجویان و کتابداران در انجام امور پژوهشی می شود .

چرا  اساتید با نجربه ما نمی خواهند حرفهای ما کتابداران را بشوند و به مشکلات ما رسیدگی کنند ؟

چرا برخی اساتید  خود را تافته جدا بافته می دانند  و چون هیات علمی  و دارای رتبه علمی بالا هستند  انتظار ندارند که  کس  دیگری  اظهار نظر  کند؟ و بعضا کتابداران را سد راه خود می دا نند و حتی حاضر نیستند به ایمیل های ما جواب  بدهند و کسر شان خود می دانند.

چرا مسئولین این همایش نمی خواهند قبول کنند که می توان بار اشتباه را بر دوش آنها هم نهاد وعدم اطلاع رسانی درست و ناشیانه عمل کردن خود را نمی توان با تاوانی مثل اتهام سرقت  علمی و ریختن آبروی دیگران جبران کرد.

آیا به صرف ارسال  اشتباهی یک فایل ورد از  طریق ایمیل به دبیرخانه همایش  می توان  به دیگران اتهام زد؟

چرا از آوردن نام اساتید به عنوان نفر اول در مقالات علمی – پژوهشی  که از پایان نامه اخذ می شود و این روزها باب شده است بحث نمی کنید که آیا این عمل، غیر اخلاقی نمی باشد؟ یا در کلاسهای درس دانشگاه بعضاً برخی اساتید ترجمه چند متن لاتین را به دانشجویان واگذار می کنند و بعد از چند ی  ترجمه را بنام خود چاپ می کنند . چرا از رابطه بازی اساتید داور و راهنما در دفاع پایان نامه ها و داوری مقالات در همایشهای کتابداری صحبت نمی کنید؟

آیا  برای شما  و مسئولین همایش زحمتی داشت که یک نامه بزنید و با دادن آدرس و دلیل  یادآوری نمایید که مقاله اصلاح  یا مطالب مورد نظر حذف گردد؟

مقوله سرقت ادبی و علمی  را که دکتر افشار و دیگر دوستان  بیان کردند، جامعه ی کتابداران هعیم و باشعور ما همه خود آگاهند که این کار ناپسند ، غیر اخلاقی، مذموم  و به دور از وجدان کاری می باشد . بنده هم با این پدیده شدیدا مخالف هستم  و به دبگران هم گوشزد کرده ام اما دکتر افشار ۲ مقوله  سوء تفاهم و عملی سهوی را با عمل سرقت علمی( آن هم برای مقاله ای که در مراحل اولیه ویراستار ی و اصلاح بوده است ) یکی می دانند و اصلا نمی خواهند منطق و دلایل و صحبتهای تهیه کنندگان مقاله را قبول نمایید  و این به دور از اخلاق حرفه ای اساتیدی چون ایشان می باشد که سالیان سال در کتابدار ی تدریس می کنند و کار پژوهشی  انجام می دهند. و بیان الفاظ و کلماتی از قبیل :خاطی، سرقت یا دزدی  یا متخلف یا مقاله کذایی  نسبت دادن به ارائه کنندگان مقاله فوق، در شان و مقام  استادی چون ایشان  نمی باشد .

به جای اینگونه بحث های بی مورد و انتقام جویانه، بایستی این گونه همایشها ی کتابداری را آسیب شناسی کرد  تا نتیجه  مطلوبی حاصل شود .

 همانگونه که آقای شکرانه  در گروه بحث اظهار نمودند:” رسانه ما همین گروه بحث است ،گروه بحث مشهد، با وجود بهره گیری از تمامی سطوح طبقاتی از متخصصات اطلاعات، شایستگی تصمیم گیری و قضاوت در چنین مواردی را ندارند و این قضاوت صرفا باید توسط مجمعی عادل، بدون سوگیری و آگاه به تمامی جوانب انجام گیرد. اظهار نظر با قضاوت متفاوت است. وقتی به نخستین ایمیل نگاه می کنم، زبان شواهد، شاکی، متهم، وکیل، قاضی همه یک نفر هستند، یکی از اساتید و صاحب نظران کتابداری، و در همان لحظه اول مجازات هم انجام شده، ضمنا بهتر بود در جمع بندی اظهار نظرها یا قضاوت ها، این جمع بندی ها توسط فردی بی طرف انجام گیرد و سلایق شخصی در آن دخیل نگردد. “

آیا  برای شما و مسئولین همایش زحمتی داشت که یک نامه بزنید و با دادن آدرس و دلیل  یادآوری نمایید که مقاله اصلاح  یا مطالب مورد نظر حذف گردد؟

به گفته  دکتر احد فرامرز قراملکی نقد هنگامی  ارزش دارد که بتواند تابع هویت، اصول و چارچوب علمی و اخلاقی باشد.کسی که از زبان تکه انداختن ، برچسب زدن ، تمسخر کردن استفاده می کند به دلیل این است که احساس منفی خود را بیان می کند.”

همینطور به بیان استاد محمد  اسفندیاری” انسان باید ادب علمی داشته باشد همانطور که از دیرباز گفته شده ادب  نفس مهمتر از ادب درس است ، در نقد هم در برخورد  با افراد حتی با دشمنان خود ادب را رعایت کنیم  ودر نقد کسی را تحقیر ، تکفیر و تخفیف نکنیم.”

با توجه  به مطالب بیان شده در گروه بحث  به نظر شما آیا جناب آقای دکتر افشار و سایرین ناقد خوبی بوده اند و آیا عفت کلام و قلم را رعایت کرده اند. البته امثال افرادی چون حمید پیمانی و سایر ین که در حمایت از آقای دکتر افشار بدون اینکه  اصل قضیه را کنکاش کنند اظهار نظر کینه توزانه وجانب گرایانه می کنند ، بنده به خدایشان واگذار می کنم که فقط برای خوش آمدن  و طرف دار ی و چابلوسی از استاد محترم  و دیگران مطالبی بیان  کرده اند . این برخورد استاد محترم باعث می شود که دیگران ار آب گل آلود ماهی بگیرند و از فرصتهای پیش آمده به نفع خود استفاده کنند.

البته امثال افرادی چون حمید پیمانی و سایر ین که در حمایت از آقای دکتر افشار بدون اینکه  اصل قضیه را کنکاش کنند اظهار نظر کینه توزانه وجانب گرایانه می کنند ، بنده به خدایشان واگذار می کنم که فقط برای خوش آمدن  و طرف دار ی و چابلوسی از استاد محترم  و دیگران مطالبی بیان  کرده اند . این برخورد استاد محترم باعث می شود که دیگران ار آب گل آلود ماهی بگیرند و از فرصتهای پیش آمده به نفع خود استفاده کنند

چند سال گذشته درهمایش صنایع دستی فرهنگستان هنر  شرکت کرده بودم که  با مشاهده چکیده مقالات چاپ شده متوجه شدم که مقاله ی بنده  که در سال ۱۳۸۳ برای همایش ساماندهی امور عشایر  ارائه و پذیر ش شده بود، نویسندگانی  با نام خود آنرا در همایش فرهنگستان ارائه داده بودند. البته آنها عذر خواهی کردند و قرار شد که اسم بنده را هم به عنوان نفر اول اضافه کنند  و البته آن کار  را هم انجام ندادند. با اینکه من هم قربانی سرقت علمی مقاله ام شده بودم ولی مانند آقای دکتر افشار  این همه در بوق و کرنا نکردم آن هم برای مطالبی که هنوز چاپ نشده است و علت اصلی آن واکاوی نشده است .

بنده  سالهاست که در اغلب همایش های ملی ، بین المللی و دانشجویی در زمینه  کتابداری و میان رشته ای شرکت می کنم و اکثر همایشهای فوق  دارای شیوه نامه اصلاح مقالات بوده اند و مسئولین همایش ها به درستی مکاتبات را انجام داده اند و نتیجه مطلوبی حاصل شده است. بابت شرکت در این گونه همایشهای دانشجویی یا ملی و پذیرش مقاله از طرف سازمان،  هیچ گونه پاداش و یا پولی به ما نمی د هند  و فقط برای افزایش دانش حرفه ای خودم می نویسم نه مثل برخی اعضاء هیات علمی که مجبورند برای  به دست آوردن ارتقاء به مدارج بالاتر دست به هر کاری بزنند همان برخوردهایی که در سالهای اخیر در همایشهای ملی  و دفاع پایان نامه های دانشجویی و غیره با آن مواجه هستیم.

من هنوز نمی دانم چرا برخی از مدیران سازمانی ما و اساتید  با تجربه کتابداری  نمی خواهند  به ما کتابداران اعتماد کنند و امثال ما همچنان مظلوم بمانیم و اینقدر در حق امثال ما  کم لطفی می شود.  به نظر بنده  بزرگان کتابداری و از جمله انجمن کتابداری بایستی منشور اخلاقی اساتید  کتابداری را ایجاد نماید تا هم دانشجویان ما از این رشته  سرخورده نشوند و هم اساتید محترم کتابداری قدر ی خود را ملزم به تعهد  شغلی و وجدان کاری بدا نند و با کتابداران و دا نشجویان با ادبیات کتابداری سخن بگویند و همچنین بیش از پیش به آسیب شناسی  همایش های دانشجویی بپردازد.

به نظر بنده  بزرگان کتابداری و از جمله انجمن کتابداری بایستی منشور اخلاقی اساتید  کتابداری را ایجاد نماید تا هم دانشجویان ما از این رشته  سرخورده نشوند و هم اساتید محترم کتابداری قدر ی خود را ملزم به تعهد  شغلی و وجدان کاری بدا نند و با کتابداران و دا نشجویان با ادبیات کتابداری سخن بگویند و همچنین بیش از پیش به آسیب شناسی  همایش های دانشجویی بپردازد.

در این یادداشت بنده و همکارانم ادعاهای دکتر افشار و سایرین در گروه بحث به بنده در خصوص اتهام سرقت علمی را تکذیب می کنیم . از همه اینها گذشته، بنده و همکارانم به عنوان یک کتابدار مسلمان  به اصول اخلاق حرفه ای در کتابداری یایبند بوده و هستیم .

 ما کتابداران با تجربه  با داشتن  اساتیدی چون دکتر حری ،دکتر مهراد ، دکتر حیاتی ، دکتر دیانی ، دکتر فتاحی، دکتر جو کار ، دکتر نیکنام ، و سایر اساتید با اخلاق کتابداری  به خود می بالیم و آرزو داریم که سایر دانشجویان اخلاق حرفه ای در کتابداری را از آنها الگو بردای کنند  و امید است در آینده نزدیک کتابداران مظلوم  واقع شده درکتابخانه ها، اتحادیه ای تشکیل بدهند  تا ا ز حقوق حرفه ا ی و پژوهشی خود دفاع نمایند.

11 نظر برای مطلب “پاسخی به نوشته دکتر ابراهیم افشار”

  1. یک – جناب تاج آبادی یک بار این جمله را بخوانید و ببینید آیا شما صلاحیت نوشتن چنین چیزی را دارید؟
    “اگر ما متهم به سرقت علمی شده ایم پس قبل از ما هم نویسندگان وبلاگ فوق نیز متهم به این کارند . چرا که مطالب دکتر افشار را بدون استناد منتشر کرده اند. و لازم است ایشان به این وبلاگ نیز اعتراض کنند!”
    اینکه دکتر افشار با نویسندگان این وبلاگ تماس گرفته اند یا خیر به خودشان مربوط می شود. شما فعلاً و نقداً پاسخ گوی اشتباه خود باشید. ضمن اینکه شما از کجا می دانید که ایشان با نویسندگان آن وبلاگ تماس نداشته اند ؟! آیا ایشان ملزم هستند گزارش تماسشان با فلان وبلاگ را هم به عرض شما برسانند ؟! ادعای بی پایه شما به این می ماند که دو نفر خوردو و وسایل منزل یک شخص را به سرقت ببرند و بعد دزد خودرو در دادگاه خود را به جای مدعی العموم جا زده و شاکی را تخطئه نماید که چرا سراغ دزد وسایل منزل نمی روی؟! این دیگر به شما مربوط نمی شود آقای تاج آبادی !

    دو – جای دیگر نوشته اید:
    “آیا می شود یک مقاله پژوهشی را که دارای جداول، پیشینه، یافته ها، نتیجه گیری، منابع و … است در ۶ صفحه (۳۰۰۰ کلمه) آورد؟”
    پاسخ ساده و کوتاه است؛ بله، می شود. در این مورد شما را صرفاً به دستورالعمل نویسندگان مجله Collection Building و نیز مقالات آخرین شماره همین مجله ارجاع می دهم تا بدانید که هنر نویسندگی به کم گویی و گزیده گویی است !

    سه – جایی قصد خود از شرکت در یک همایش دانشجویی را “افزایش دانش حرفه ای” دانسته اید و جای دیگر مدعی شده اید که “سالهاست که در اغلب همایش های ملی، بین المللی و دانشجویی در زمینه کتابداری و میان رشته ای شرکت می کنید”. جناب تاج آبادی ! بالاخره ما دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟! فکر نمی کنید بهتر بود از اول سکوت اختیار می کردید و لام تا کام حرف نمی زدید و …؟ اگر قصدتان افزایش دانش حرفه ای است خُب مثل بقیه بروید، بنشینید، گوش کنید و یاد بگیرید. چه لزومی دارد که بنویسید، آن هم وقتی که … !

    چهار – باز جای دیگر آورده اید:
    “من هنوز نمی دانم چرا برخی از مدیران سازمانی ما و اساتید با تجربه کتابداری نمی خواهند به ما کتابداران اعتماد کنند و امثال ما همچنان مظلوم بمانیم و اینقدر در حق امثال ما کم لطفی می شود.”
    اساتید کتابداری مشکلی با شما ندارند… ! شما اگر کتابداری بنشین کتابداری ات را بکن و سرویست را بده. وقتی به گفته خودتان:
    “هیچ گونه پاداش و یا پولی به شما نمی دهند”
    چه لزومی دارد که همیشه با چمدان آماده، مترصد یک آگهی همایش باشید ؟! من شک دارم این همه همایش بازی حتی ذره ای کیفیت همان خدمت دادن شما را افزایش داده باشد. چه اگر اینطور بود کل منظومه فکری شما رشد می کرد و امروز اینگونه آسمان و ریسمان را به هم نمی بافتید !

    پنجم و نکته آخر – شما بهتر است فعلاً فقط مطالعه کنی برادر ! لطفاً حالا حالاها چیزی ننویس. این برای خودت بهتر است !

  2. آقای تاج آبادی ! چه خبره قربونت برم !
    یه مقاله واسه ی همایش ادکا که این همه شلوغ بازی نداره ؟ …! برای هر چیزی باید به اندازه ی ارزشش وقت بزاری و حتما حرمت ها رو حفظ کنی – حتی اگه از حرفهای طرف مقابل خوشت نیاد….

  3. جناب تاج آبادی. یک نویسنده آنهم محقق کتابداری باید در حوزه نگارش هم قوی باشد. تعجب میکنم با این مقالات چطور جمله اولتان را با می باشم ختم کرده اید؟ باشیدن اصلا فعل نیست و یک غلط رایج است. برادر عزیز. کتابداران مظلوم نیستند. بلکه خودشان زمینه زیر ظلم رفتن را درست میکنند. همین ادبیات شما و نحوه تحلیلتان، دلیلی بر این است که مدیران رفتاری نادرست با جماعت کتابدار داشته باشند. بحث آقای علیمحمدی را تایید میکنم: مطالعه کنید تا بهتر کار کتابداری کنید!

  4. چرا اینقدر قضیه رو شلوغ می کنین. کسی ندونه فکر میکنه چه فاجعه ای رخ داده… آقای تاج آبادی از یه وبلاگ مطلب برداشته گذاشته توی مقالش حالا از قضا اون مطالب واسه دکتر افشاره و اون وبلاگ هم استناد نداده( البته قابل توجه آقای علیمحمدی که توی مورد یک به آقای تاج آبادی اعتراض کردن). اینکه آقای تاج آبادی رفرنس نداده یا نخواسته بده یا یادش رفته بده یا سهوا یا عمدا اون رفرنس از فهرست منابعش حذف شده یا… در هر صورت کارش اشتباه بوده و باید خطای خودشون رو قبول کنن.
    آقای تاج آباده خواهشاً بیان اشتباه تون رو قبول کنین . اینقده هم سفسطه نبافین. خدایی اینایی که گفتین چه ربطی به هم داره؟ مظلومیت کتابدارا یعنی چی؟

  5. سلام

    فکر می کنم آنچه شایسته بود آقای علیمحمدی نوشتند. شیوه استدلال سفسطه آمیز آقای تاج آبادی را هم دکتر افشار در همین شماره عطف به خوبی حلاجی کرده است. من نیازی به صحبت بیشتر نمی بینم. بقیه حرف هایم را هم گویا باید با “خدا” بزنم. از ایشان نزد خدا و خلق خدا رفع اتهام شده و بنده احضار شده ام.
    خوانندگان این “جوابیه” حتما خود در مورد ادبیات، شخصیت و منش آقای تاج آبادی می توانند قضاوت کنند. کسانی که متن مقاله ایشان و مطلب سرقت شده را با هم مقایسه کنند، به راحتی می توانند سرقت علمی صورت گرفته را تشخیص بدهند. جالب است که ایشان هنوز هم اصل مساله سرقت علمی را نمی پذیرد و… از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی می کند. کمی جسارت اعتراف به اشتباه داشتن بهتر از … است.

    زمانی که آقای شکرانه آن ایمیل پر از مغالطه و اطلاعات غلط را به گروه فرستاد، گفتم اگر جوابی بنویسم می گویند در نقش وکیل مدافع دکتر افشار ظاهر شده و به همین دلیل منصرف شدم. حالا که می بینم آن ایمیل عملا بر جسارت حضرتش افزوده پشیمانم که چرا همان زمان جواب نوشته ی پر مغالطه ی آقای شکرانه را ندادم!

  6. عرض ادب.
    ۱- با آقای علی‌محمدی موافق‌ام. آقای تاج‌آبادی، این‌که عمداً یا سهواً منبع مورد استناد شما حذف شده است، اتهام بزرگی را به شما نسبت می‌دهد و مطمئناً اگر قرار باشد جرمی ثابت شود، ثابت می‌شود. با برشمردن نمونه‌های دیگر بی‌اخلاقی دانشگاهی و سوء رفتارهای پژوهشی از غیر اخلاقی بودن کار شما کاسته نمی‌شود.
    ۲- جناب آقای تاج‌آبادی، بد نیست بدانید که استفاده از آثار دیگران در تولید آثار پژوهشی حد و مرزی دارد. حتی اگر استناد را رعایت کنید. مگر تا چه‌میزان می‌شود از یک مقاله حتی با استفاده از کوتیشن مارک یا علامت نقل قول استفاده کرد. حتی زمانی که شما از آثار پیشین خود در ارائه اثر جدید استفاده می‌کنید، به اعتقاد عده‌ای تنها ۳۰درصد و به زعم سخت‌گیرتر عده‌ای دیگر تنها ۱۰درصد مجاز به بازاستفاده از مطالب مقاله‌های پیشین خود هستید!!! چه برسد به نوشته‌ها و آثار دیگران. شما چندین پاراگراف را از وبلاگ مذکور کپی کرده‌اید.
    ۳-بله. حرف شما در مورد رعایت اخلاق داوری کاملا درست است. جناب آقای دکتر افشار، مطلبی را که منتشر نشده است نباید فاش می‌کردند. برای راهنمایی در مورد اخلاق داوری تمامی دوستان می‌توانند به نمودار داوری مقالات کپ (Committee for publishing ethics) مراجعه کنند. در مورد افشای کار نادرست شما، رسم بین‌المللی بر این است که این مورد به شما گوش‌زد شود و شما به رفع آن اقدام نمایید. در این مورد کاملاً معتقدم که اخلاق داوری رعایت نشده است و در صورتی که مقاله رد شود و منتشر نشود، قابل پی‌گیری نیست، و اعلام عمومی آن وجهه درستی ندارد.
    ۴-پایان‌نامه‌ام را با موضوع «سوء رفتارهای پژوهشی» در روزهای آینده دفاع خواهم کرد. در این پایان‌نامه از اعضای نمونه‌ام پرسیده‌ام که خودشان فکر می‌کنند تا چه حد با سوء رفتارهای پژوهشی آشنایی دارند. بیش‌تر به خود نمره خوب یا عالی می‌دهند اما جو نگارش علمی و پژوهش در ایران به‌گونه‌ای است که شک ندارم پژوهش‌گران، با کلیت موضوع سوء رفتارهای پژوهشی آشنایی چندانی ندارند و تنها نمونه‌های مختلفی را در مورد سوء رفتارهای پژوهشی مشاهده کرده‌اند پس می‌اندیشند که آشنایی‌شان با این مقوله در سطح خوبی است. از این دیدگاه، ما پژوهشگران‌مان را آموزش نداده‌ایم و زمانی که بحث زیر پا گذاشتن اخلاق می‌شود یا حتی بحث عدول از قوانین پیش می‌آید، چگونه از کسی که به او آموزش ندادیم انتظار داریم که اخلاق یا قانون را رعایت می‌کرده‌؟ البته آقای تاج‌آبادی، نوشته شما که بیش از چند پاراگراف را عیناً از متنی دیگر نسخه‌برداری کرده‌است، مصداق حرف من نیست. مصداق حرف من، نمونه‌هایی هستند که دستبرد علمی (پلجریزم) در حد اندک و چند واژه‌ای رخ داده است چرا که بعید می‌دانم افراد ندانند که برگرفتن چندین پاراگراف از یک نوشته و درج مستقیم آن در اثر به‌اصطلاح ‍پژوهشی خود کاری غیر اخلاقی‌است.

  7. آقای حیدری نژاد من دلیل سانسور نظرم را نمی فهمم. مطمئنا برداشت خوانندگان از سه نقطه ای که شما گذاشته اید فراتر از چیزی که من نوشته ام خواهد رفت، و البته این خاصیت سانسور است!
    اگر آن را کامل منتشر نمی کنید لطفا کامنت قبلی و فعلی من، هر دو را، پاک کنید. عطای کامنت گذاشتن را به لقایش بخشیدم

  8. آقای عصارهای گرامی

    ممنونم از تحلیل دقیق و متوازن شما. نظر شما در مورد اخلاق داوری درست است. رویه اعلان به متخلف در مرحله داوری رویه درستی است . من مسئولیت افشای تخلف آقای تاج آبادی را در مرحله داوری می پذیرم. در موارد دیگران رویه مورد نظر شمارا رعایت کرده و می کنم. دلائل خود را، که در بهترین حالت ننها می تواند جنبه “تخفیف دهنده” داشته باشند، قبلا بیان کرده ام. همانطور که قبلا نیز نوشته ام، …و بی مبالاتی آقای تاج آبادی را آنقدر بیکران دیدم، که مرا از موثر بودن تذکر خصوصی به او نا امید کرد. به علاوه چون تعدی در مورد خودم انجام شده بود و نه درمورد دیگری، در چارچوب اخلاق عمومی (و نه حرفه ای) ترجیح دادم آن را به خاطر یک منفعت یا مصلحت عام علنی کنم تا شاید تغییری در فضای به زعم خودم “گرفته” موجود به وجود آید و نفع آن برای جمع بیش از زیان آن باشد.

    باز از شما و بقیه همکاران و دانشجویان عزیزی که وقت گذاشتند و تأملات ارزشمند خود را با حوصله و دقت در اختیار همگان گذاشتند به نوبه خود سپاسگزارم.

  9. یک بیماری در کتابدار ها وجود دارد و آن این است که چون با کتاب سر و کار دارند فکر میکنند خالق تمام آنها هستند این توهم موجب می شود فکر کنند که هر حرفی می زنند گوهر نایابی ارائه کرده اند و هر کس نگاه چپ و راست به آن بیاندازد آی دزد آی دزد راه می اندازند
    رشته ای که کل مباحث کارشناسی اش را یک دانشجوی سال یک فنی در دو ترم براحتی آب خوردن تمام می کند اینقدر الدرم پلدرم بهش با یک من سریش هم نمی چسبد
    وجدانا حجم مطالعلت و زحمات یک دکتر کتابداری با یک دکتر فلسفه یا پزشکی یا اقتصاد یا مهندسی چقدر قابل مقایسه است
    هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

  10. به نظر بنده آقای تاج آ بادی درست اظهار نظر کرده اند و این اتهامات بی اساس است. بهتر است کمی عاقل و واقع بین باشیم .
    چرا بحث را بیهوده کش داده اید.

  11. سلام بر شما
    متاسفانه با این قضیه آقای تاج آبادی بی رحمانه برخورد شده است و کنکاش درستی به عمل نیامده است و نقد درستی هم از سوی استاد مربوطه و هم از سوی سایر ناقدین علیه ایشان صورت نگرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *