طرح فیپای کتابخانه ملی: ضرورت بازبینی و یک پیشنهاد

توضیح

این نوشتار بیش از سه سال پیش آماده شد اما به دلایلی مجال نشر نیافت. اکنون با استفاده از فضای ایجاد شده توسط نشریه عطف، منتشر می شود، گرچه ممکن است بعضی از آمار و ارقام ارائه شده قدیمی باشد. متاسفانه هم اکنون به دلیل عدم دسترسی به منابع، امکان به روز کردن اطلاعات آن برایم میسر نیست، اما معتقدم با همین شکل فعلی هم اصل مطلب و پیشنهاد همچنان قابل طرح است.از جناب آقای دکتر رضا خانی پور سپاسگزارم. راهنمایی ها و همفکری های مفید ایشان مرا در تکمیل این طرح یاری کرد.

 

مقدمه

بیش از ۱۵ سال از آغاز اجرای طرح فهرست‌نویسی پیش از انتشار (فیپا) در کتابخانه ملی ایران سپری شده است. تاکنون اجرای این طرح خردمندانه و سودمند با چالش‌هایی روبرو بوده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان این موارد را نام برد:

–        عدم رضایت نسبی ناشران از مهلت صدور فهرستبرگه فیپا،

–   مغایرت فیپای چاپ شده در هر کتاب با اطلاعات توصیفی و تحلیلی آن، و اصلاح این مغایرت‌ها (دوباره کاری)،

–        عدم اطمینان کتابداران سایر کتابخانه ها به فیپا.

طبق اعلام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۸۸، ناشران سراسر کشور سالانه حدود شصت هزار عنوان کتاب منتشر می‌کنند. با لحاظ میانگین پنج روز مهلت صدور فیپا برای هر عنوان کتاب، سالانه حدود ۳۰۰هزار روز وقت ناشران گرفته می شود تا فهرستبرگه‌هایی تولید شود که اطلاعات بیش از ۸۵ درصد از آن‌ها در ناحیه‌های مختلف مغایر با کتاب‌های چاپ شده است و کتابداران به آن اطمینان کافی ندارند.

از سویی دیگر، تا چند سال پیش، ارتباط کتابخانه‌ها، اعم از کوچک و بزرگ، با کتابشناسی ملی به صورت گسسته بود. کتابداران می‌بایست مدت طولانی در انتظار انتشار کتابشناسی ملی به صورت چاپی یا لوح فشرده صبر کنند. بنابر این چاپ فهرستبرگه کامل فیپا در پشت صفحه عنوان کتاب‌ها به منظور استفاده کتابداران در تکمیل فهرست کتابخانه خود ضرورت داشت.

اما از این پس با توجه به وجود اپک (OPAC) کتابخانه ملی و فراگیر شدن اینترنت و فراهم شدن امکان ارتباط پیوسته و کم هزینه به کتابشناسی ملی، آیا ادامه طرح فیپا به صورت فعلی ضرورت دارد؟ آیا وقت آن فرا نرسیده است که این طرح به عنوان یک طرح پیشرو در گذشته ها، به موزه سپرده شود؟

وضعیت کنونی فیپا

طبق آمار ارائه شده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در سال ۱۳۸۴ در ایران تعداد ۴۳۴۵ ناشر در حوزه نشر فعال بوده‌اند و سالانه بیش از شصت هزار عنوان کتاب منتشر کرده اند (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۸).

طبق بروشور فیپای کتابخانه ملی ایران (۱۳۸۷)، مهلت صدور فهرستبرگه فیپا به ترتیب زیر است:

۱- عادی:                                                                     ۶ روز کاری

۲- آموزشی:                                                                 ۳ روز کاری

۳- شهرستان حضوری:                                                    ۱ روز کاری

۴- شهرستان غیرحضوری (از طریق نمایندگان، یا دورنگار و پست):     ۴ روز کاری

بعضی از درخواست‌های فیپا به دلایل گوناگون از جمله ناقص بودن مدارک، تراکم کاری در گروه‌های فهرستنویسی منابع کتابی و مستندسازی کتابخانه ملی، کمبود نیرو، و …، بیش از مهلت‌های برشمرده فوق آماده می‌شود.

فیپای الکترونیک نیز قرار بود به تسریع در روند صدور فیپا بیانجامد، اما در عمل تأثیر محسوسی در آن روی نداد.

در سال ۱۳۹۱ ریاست محترم کنونی سازمان اسناد و کتابخانه ملی دستور اکید بر یک روزه شدن صدور فیپا داشتند. در عمل هم تاحدودی به این رکورد دست یافته شد، اما پر واضح است که این امر برای همۀ کتابها میسر نیست و در عین حال، انتظار می رود این کاهش انتظار برای صدور فیپا که به معنی افزایش سرعت صدور آن است، از کیفیت فیپا به نحو قابل توجهی کم کند.

طبق بررسی ای که نگارنده با همکاری همکاران خود در سال ۱۳۸۶ در ۸۰۰ عنوان کتاب واسپاری شده به عمل آورد، مشخص شد که اطلاعات فیپای بیش از ۸۵ درصد از کتاب‌های مورد بررسی دچار تغییرات عمده و قابل توجهی در ناحیه عنوان، مشخصات ظاهری، موضوع، شابک، وضعیت نشر، و … شده است.

از دلایل احتمالی مغایرت اطلاعات فیپا با کتاب منتشر شده، می‌توان موارد زیر را برشمرد:

۱-     تغییراتی که ناشران به میل خود پس از دریافت فیپا در کتاب ایجاد می‌کنند؛

۲-  تغییراتی که ناشران بنا به الزام اداره کل امور کتاب و کتاب‌خوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در کتاب ایجاد می‌کنند؛

۳-  اشتباهاتی که از سوی فهرست‌نویسان به دلایل گوناگون، از جمله ناقص بودن یا گویا نبودن مدارک کتاب در دست فهرست‌نویسی، کمبود فهرستنویس و تراکم کاری فهرستنویسان موجود، در فهرستبرگه فیپا روی می‌دهد.

 

نیازهای فیپا

برنامه فیپای کتابخانه ملی ایران از بدو آغاز تا کنون با نیازهای متعددی روبرو بوده که برآورده نشده است و دورنمایی در برآورده شدن آنها تصور نمی شود. از جمله نیازها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

الف – صدور آنی فیپا

از بدو الزامی شدن اخذ فیپا برای ناشران، بزرگترین خواسته و رؤیای این صنف تسریع در فرآیند صدور فیپا (فتوحی، ۱۳۷۹ و ناشران کشور در آینده …، ۱۳۸۴) و دریافت آن در کمترین مهلت بوده است. این خواسته در ایام پرکاری ناشران – پیش از نمایشگاه بین‌المللی کتاب و پیش از بازگشایی مدارس – با درخواست‌های مکرر صدور فوری فیپا نمود عینی‌تری می‌یابد.

ب – جذب حداکثری ناشران

درباره میزان مشارکت ناشران سراسر کشور با طرح فیپا پژوهشی مشاهده نشد، اما تجربه نگارنده این سطور از خدمتگزاری در بخش‌های فیپا و فهرستنویسی منابع کتابی کتابخانه ملی، و همچنین مسئله دریافت هر روزه تعدادی کتاب بدون فیپا از طریق واسپاری، حاکی از این است که ناشران کشور با طرح فیپا همکاری کامل ندارند.

به بیان دیگر، بعضی از ناشران در تهران و شهرستان‌ها، بدون اخذ فیپا یا با فیپایی غیر از فیپای کتابخانه ملی ایران (که از سوی این کتابخانه جعلی محسوب می‌شود)، اقدام به چاپ و نشر کتاب‌های خود می‌کنند. برخی نیز از لزوم اخذ فیپا برای برخی از انواع کتاب‌های خود آگاهی ندارند یا آگاهانه از دریافت آن امتناع می‌ورزند.

 

پ – جلوگیری از دوباره کاری

در پاییز ۱۳۸۸ تعداد بیش از چهل نفر فهرستنویس به صدور فهرستبرگه پیش از انتشار (فیپا) شاغل بودند. در واقع این افراد فهرستبرگه‌هایی را تولید می کردند که پس از انتشار کتاب، در ۸۵ درصد موارد دچار تغییر می شدند. آنگاه در مرحله فهرستنویسی پس از انتشار (فاپا)، بیش از ده نفر موظف به اصلاح آن بودند.

در صورتی که اشتباهات و مغایرت‌های فیپای صادر شده با اطلاعات کتابشناختی کتاب‌ها در مرحله پس از انتشار، حذف شود یا به کمترین میزان کاهش یابد، از حجم کار اصلاحی در مرحله فاپا به میزان چشمگیری کاسته و از اتلاف وقت و صرف هزینه اضافی جلوگیری می‌شود.

ت – تخصیص فرصت فهرستنویسی به فراخور موضوع و شرایط کتاب

مهلت کوتاه و قطعی صدور فیپا برای کلیه کتاب‌ها، عدم اختصاص وقت کافی به فراخور موضوع و شرایط هر کتاب و مقید نمودن فهرستنویس به صدور سریع فیپا، به شتابزدگی او منجر می‌شود و در نتیجه احتمال بروز خطا در فهرستنویسی افزایش می‌یابد.

 

ث – افزایش رضایتمندی کتابداران کشور از فیپا

کتابداران سراسر کشور از مخاطبان و بهره برداران اصلی فیپا هستند. به نظر می‌رسد که تاکنون پژوهش جامعی درباره میزان رضایتمندی آنها از فهرستبرگه فیپای کتابخانه ملی انجام نشده است.

نتایج یک پژوهش نشان می دهد که تنها ۷۹ درصد کتابخانه‌ها از فیپا استفاده می‌کنند (فتوحی، ۱۳۷۹).

طی تماس‌های کاری با برخی از این کتابداران تا حدودی مشخص شده است که آن‌ها با توجه به مغایرت‌های مشاهده شده میان اطلاعات مندرج در فهرستبرگه فیپا و کتاب‌های منتشر شده، به صحت اطلاعات آن اطمینان ندارند.

پدیدآوران نیز گهگاه عدم رضایت خود از فیپا را ابراز داشته‌اند (رجب‌زاده، ۱۳۸۲).

بحث

افزایش رضایتمندی از فیپا در کتابداران، ناشران و پدیدآوران و به طور کلی، در تمامی دست اندرکاران حوزه نشر امری ضروری به نظر می‌رسد، اما آیا چنین هدفی دست یافتنی است؟

با توجه نیازهای برشمرده کنونی فیپا، به نظر می‌رسد زمان آن فرا رسیده است که تحولی بنیادین در آن روی دهد، اما چگونه؟

افزایش تعداد فهرستنویسان این طرح، فارغ از این که در برنامه یا توان کتابخانه ملی هست یا نیست، شاید به تسریع فرآیند صدور فیپا کمک کند، اما رافع سایر مشکلات آن، از جمله مغایرت اطلاعات فیپا، دوباره‌کاری در بخش فاپا، عدم اطمینان نسبی سایر کتابداران به فیپا، نیست.

به نظر می رسد که اتخاذ سیاست عدم تمرکز فهرستنویسی در کتابخانه ملی و جلب همکاری مؤسسات و ناشران عمده به این طرح (برون‌سپاری کار)، به دلیل ایجاد تشتت در تصمیم‌گیری‌های علمی این حوزه و بروز چندگانگی و اختلاف رویه در فهرستنویسی و مستندسازی، نمی‌تواند مشکلات طرح فیپا را کاهش دهد. افزودن نظارت عالیه کتابخانه ملی نیز موجب تطویل فرآیند صدور فیپا و نقض غرض خواهد بود.

از سوی دیگر، تهیه فهرستبرگه خواه ناخواه زمانبر است. تاکنون این ناشران بوده اند که زمان صرف شده برای صدور فیپا را به صورت مانع تاخیری در روند فعالیتهایشان تحمل کرده اند، در حالی که طرح فیپا نه برای آنها، بلکه برای کتابداران و  کتابخانه ها و کاهش هزینه سازماندهی آنها ابداع شده است.

آیا با پیشرفت فناوری های ارتباطی و نفوذ روز افزون اینترنت، وقت آن فرا نرسیده است که زمانبری صدور فهرستبرگه از حوزه ناشران به حوزه کتابخانه ها که صاحبان اصلی آن هستند، منتقل شود؟

 

پیشنهاد

برای برون رفت از وضعیت کنونی به نظر می رسد که لغو کامل طرح فیپا سودمندتر از ادامه آن باشد.

پیشنهاد می گردد به جای طرح فیپا، روند پیشنهادی زیر اجرا گردد:

  1. ناشر پیش از انتشار کتاب خود، اطلاعات کتابشناختی کتاب در دست انتشار خود را در وبسایت فیپا ثبت و بلافاصله به طور خودکار کد رهگیری دریافت کند،
  2. ناشر موظف ‌شود کد رهگیری را همراه با توضیح نحوه استفاده از آن، که نمونه و الگوی آن در اختیار او قرار گرفته است، در پشت صفحه عنوان – در محل سابق درج فهرستبرگه فیپا – درج کند. در سالهای دور، هر کتابی در کتابخانه ملی ثبت می شد، عبارتی در صفحه حقوقی بدین ترتیب درج می گردید: «این کتاب با شماره … در کتابخانه ملی ایران ثبت شده است». بنابراین، اکنون نیز می توان چنین نوشت: «این کتاب با کد رهگیری …، عنوان  …، و شابک … در کتابخانه ملی ثبت شده است».
  3. پس از انتشار کتاب، دو نسخه از طریق واسپاری قانونی به کتابخانه ملی تحویل شود،
  4. کتاب‌ به صورت کامل در کتابخانه ملی فهرستنویسی شود و به محض تکمیل فهرستنویسی، رکورد مربوط به آن از طریق اُپک در دسترس همگان و ازجمله کتابخانه‌های سراسر کشور قرار گیرد.

به این ترتیب، کتابخانه‌های سراسر کشور با استفاده از رایانه و ارتباط اینترنت و تنها با داشتن کد رهگیری مندرج در پشت صفحه عنوان، یا شابک کتاب، به اطلاعات صحیح و قابل اطمینان فهرستنویسی کتاب مورد نظر دست می‌یابند.

طبق این پیشنهاد، وظایف هریک از نهادهای دخیل در امر کتاب به صورت زیر خواهد بود:

ناشران:

–       ورود اطلاعات کتاب پیش از انتشار در اُپک کتابخانه ملی و دریافت کد رهگیری به صورت خودکار،

–       درج کد رهگیری همراه با توضیح مربوط در پشت صفحه عنوان کتاب (صفحه حقوقی).

کتابخانه ملی:

–       دریافت کتاب از طریق واسپاری قانونی و ساماندهی به واسپاری قانونی،

–       فهرستنویسی کامل و صحیح کتاب و در دسترس عموم قرار دادن رکورد آن از طریق اُپک.

کتابخانه‌ها:

–       ورود به سیستم اُپک کتابخانه ملی ایران،

–       جستجوی رکورد فهرستنویسی کامل کتاب از طریق کد رهگیری یا شابک مندرج در صفحه حقوقی کتاب.

 

مزایای طرح جدید

پیشنهاد فوق دارای مزایایی به ترتیب زیر است:

الف – صدور آنی کد رهگیری

با توجه به این که ثبت اطلاعات کتاب بدون فهرستنویسی کامل و عملیات وقت‌گیر مستندسازی انجام می‌شود، دستیابی به کد رهگیری بسیار سریع خواهد شد. اگر ناشر کتاب را به صورت حضوری به بخش فیپا ارائه کند، در کمتر از چند دقیقه،‌ و اگر اطلاعات ثبت را به صورت الکترونیک از طریق اُپک ارسال کند، کد رهگیری را بلافاصله به صورت خودکار دریافت خواهد نمود.

ب – جذب حداکثری ناشران به همکاری با طرح دریافت کد رهگیری

با توجه به سرعت بالای صدور کد رهگیری، به ویژه به صورت الکترونیک، و عدم معطلی ناشران در این مرحله، انتظار می‌رود که استقبال آن‌ها از این طرح افزایش قابل توجهی یابد و به عدد آرمانی صد درصد نزدیک شود.

پ – جلوگیری از دوباره کاری در گروه فهرستنویسی منابع کتابی کتابخانه ملی

با حذف مرحله فهرستنویسی پس از انتشار، کارمندان شاغل در بخش‌های فهرستنویسی پیش از انتشار و پس از انتشار کتابخانه ملی می‌توانند فقط به فهرستنویسی و تکمیل رکورد کتاب‌های دارای کد رهگیری که از طریق واسپاری دریافت شده‌اند، بپردازند. بدین ترتیب، مقدار زیادی در وقت و منابع کتابخانه ملی صرفه جویی می شود.

ت – تخصیص وقت به فراخور موضوع و شرایط کتاب

در این طرح، کتابخانه ملی می‌‌تواند با مدیریت و برنامه‌ریزی صحیح، ضمن تعیین مهلت فهرستنویسی کتاب‌ها با توجه به موضوع و شرایط خاص آن‌ها، با فراغت بیشتری به فهرستنویسی کتاب‌ها بپردازد. رفع اضطراب ناشی از انتظار ناشران برای دریافت سریع فیپا موجب می‌شود فهرستنویسان بدون شتابزدگی، با دقت بیشتر و ضریب خطای کمتر به کار بپردازند.

بدیهی است در این طرح نیز مهلت مشخص، اما واقعی برای فهرستنویسی هر کتاب در نظر گرفته خواهد شد.

ث – افزایش رضایتمندی کتابداران کشور از فهرستبرگه‌های کتابخانه ملی

افزایش صحت فهرستبرگه‌های کتابخانه ملی، افزایش اعتماد کتابداران سایر کتابخانه‌ها و  افزایش رضایتمندی آن‌ها را در پی خواهد داشت.

 

ملاحظاتی پیرامون پیشنهاد فوق

برخی از همکاران ایراداتی را بر این طرح وارد دانسته اند، این که همه کتابخانه ها در کشور دارای رایانه و ارتباط اینترنت نیستند و واسپاری قانونی چندان مرتب انجام نمی گیرد. در پاسخ به این ایرادات می توان گفت که:

تجهیزات مورد نیاز کتابخانه‌ها در «طرح فهرستنویسی پس از انتشار»

توقف انتشار کتابشناسی ملی به صورت چاپی از سال ۱۳۷۶ و تولید نسخه الکترونیک آن به معنی این است که کتابخانه ها از ۱۵ سال قبل ملزم به تهیه رایانه بوده اند. بنابراین طرح پیشنهادی جدید هیچگونه بار مالی جدیدی به کتابخانه ها وارد نمی کند.

با توجه به نفوذ اینترنت به اقصی نقاط کشور، حتی روستاها، کتابخانه‌ها می‌توانند با صرف هزینه اندک اخذ اشتراک اینترنت یا تهیه کارت اینترنت، به اُپک کتابخانه ملی ایران وصل شوند و به اطلاعات فهرستنویسی کتاب‌های خود دست یابند.

آمار مشخص و یکسان و معتبری از درصد نفوذ اینترنت در کشور در دست نیست، اما الزام دولت به عموم مردم بر استفاده از اینترنت به منظور دسترسی به دولت الکترونیک، و همچنین برای ثبت اطلاعات و ارائه درخواست و انجام بسیاری از امور، از جمله دریافت کارت سوخت، اعلام اطلاعات اقتصادی خانوارها، و … نشانه نفوذ گسترده اینترنت و عزم دولت به الزام عموم به بهره‌برداری از آن در شهرها و روستاهای کشور است.

نحوه واسپاری قانونی کتاب

واسپاری کتاب‌های منتشر شده معمولاً به فاصله اندکی پس از انتشار کتاب انجام می‌گیرد.

روند واسپاری قانونی کتاب در حال حاضر بدین صورت است که ناشر پیش از انتشار کتاب خود موظف است لوح فشرده آن را برای اخذ مجوز چاپ به اداره کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه کند. پس از صدور مجوز و طی مراحل چاپ کتاب، ناشر موظف است به ازای هر هزار نسخه شمارگان کتاب خود، شش نسخه به وزارت ارشاد اسلامی تحویل دهد (واسپاری) و فرم اعلام وصول را پر کند. پس از تطبیق کتاب چاپ شده با لوح فشرده پیش از انتشار آن، مجوز پخش کتاب صادر می‌شود.

بنابراین، با وجود ساز و کار موجود و لزوم دریافت مجوز پخش پس از واسپاری، ضریب اطمینان اجرای واسپاری قانونی کتاب بسیار بالا است و نقض آن غیرمحتمل به نظر می‌رسد.

مدت انتظار کتابخانه‌ها برای تکمیل فهرستنویسی کتاب‌ها

کتابخانه ملی می‌تواند از لحظه دریافت کتاب از طریق واسپاری، طی مدت معین، اطلاعات کامل فهرستنویسی کتاب را از طریق اُپک خود در اختیار عموم بگذارد. کتابخانه‌های بریتانیا و کنگره آمریکا مهلت ۱۲ هفته‌ای را برای فیپای خود تعیین کرده‌اند، اما با توجه به شرایط کتابخانه ملی ایران این مهلت می‌تواند حداکثر سه هفته تعیین شود.

بدین ترتیب، با توجه به دریافت کتاب از طریق واسپاری بلافاصله پس از چاپ آن و فهرستنویسی کامل آن ظرف سه هفته، می‌توان امیدوار بود که فهرستبرگه کامل هر عنوان کتاب، پیش از آن که آن کتاب توسط کتابخانه‌ها شناسایی و تهیه شود، آماده و در کتابشناسی ملی در دسترس همگان قرار گرفته باشد.

 ************************************

فهرست منابع

دانستنیهای فیپا، راهنمای ناشران. [کاتالوگ]. (۱۳۸۷). تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

رجب‌زاده، شهرام. (۱۳۸۲). «اندر حکایت فیپا». کتاب ماه کودک و نوجوان، ش. ۷۷: ۱۲۶.

فتوحی، نوش‌زاد. (۱۳۷۹). «ارزیابی فهرستنویسی پیش از انتشار در ایران». پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.

«ناشران کشور در آینده از مراجعه به مرکز برای دریافت فیپا بی‌نیاز می شوند». (۱۳۸۴). آفتاب. [پیوسته]. قابل دسترسی در: https://www.aftab.ir/news/2005/oct/27/c5c1130413048_art_culture_book_publication.php  [۱۲/۱۱/۱۳۸۸].

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت فرهنگی. (۱۳۸۸).« آمار فرهنگی». [پیوسته]. قابل دسترسی در: http://www.ershad.ir/ershad.net/home.html [۲۶/۱۰/۱۳۸۸].

 

6 نظر برای مطلب “طرح فیپای کتابخانه ملی: ضرورت بازبینی و یک پیشنهاد”

  1. سلام
    کاش این طرح را آقای میربهاء همان سه سال پیش پیگیری می کردند تا نه تنها مشکلاتی که ذکر شد بلکه خیلی مشکلات دیگر در بخشهای مختلف سازمان پیش نمی آمد.

    1. این طرح را همان سه سال پیش ارائه کردم. آقای اشعری، رئیس محترم وقت سازمان، خود بدون نظرخواهی از مشاوران کتابدارشان، طرح را رد کردند و برای ابلاغ نظر خود به من، آن را به جناب آقای دکتر عظیمی، معاون محترم وقت کتابخانه ملی ارجاع دادند. ایشان هم آن را مردود دانستند.

      به خیر فصلنامه کتاب سابق و نمی دانم چی فعلی امید نداشتم چون قبلا آن را آزموده بودم، ناچار طرح را برای چاپ به مجله گروه کتابداری دانشگاه شهید چمران اهواز فرستادم. تلفنی از احوالش جویا شدم، گفتند در مرحله داوری است. اما هیچگاه از داوری بیرون نیامد و گویا خود مجله هم به محاق رفت!

      در حاشیه یک همایش، طرح را به طور مفصل برای دوستی تعریف کردم. از طرح من هیچ خبری نبود. شش ماه بعد دیدم همان دوست طرح را به نام خود به ریاست محترم کنونی سازمان ارائه داده اند. جلسه ای بدون حضور ریاست سازمان ترتیب داده شد و من در آن یادآوری کردم که سابقه طرح چیست.

      بیش از هفت ماه است که از سازمان به طور موقت منفک شده ام و خبر ندارم که اخیرا چه تصمیمی گرفته اند.

      به هر حال، به نظر من چه طرح از من باشد و چه آن دوست آن را با حسن نیت بازتولید کرده باشد، مهم این است که سایر کتابداران همکار درباره آن نظر بدهند تا به اصطلاح چکش بخورد و صیقل داده شود و در نهایت اجرا شود تا از فیپا و تبعات منفی کنونی آن (به زعم من) خلاص شویم.

      1. البته این را هم باید اصافه کنم که آن دوست محترم چون دیدند که طرح بنده ظاهرا مورد توجه قرار نگرفت، طرح خودشان را ارائه کردند. در نیت خیر ایشان هیچ تردیدی ندارم. همان طور که پیشتر گفتم، نقد و اصلاح و بعد اجرا شدن طرح از هر چیزی مهم تر است، حال با نام هر کسی باشد.

      2. اقای میربها متاسفانه هنوز شما به این فکر میکنید که مدیران سازمان در حق شما چه کردند و مثلا به حرفهای شما گوش ندادند. اما مدیریت شما رو هم در پردازش دیدیم پس لطفا اینقدر ادعای مدیریت صحیح و درک درست از شرایط و … رو نداشته باشید.

        1. همکار محترم،

          حتم دارم که اگر بار دیگر توضیحات مرا بخوانید، در آن اثری از جفای مدیران به من و ادعای من در مدیریت صحیح و درک درست شرایط نخواهید یافت.

          و باز هم حتم دارم که شما هم به دلیل “کتابدار” بودنتان، ترجیح می دهید که نظرات کتابدارانه شما را “کتابداران” نفی، تایید یا اصلاح کنند، نه مدیران غیرکتابدار.

  2. طرح خوبی است و آنطور که شنیده ام در حال حاضر در معاونت کتابخانه ملی هم بر روی آن اجماع نسبی انجام شده است. امیدوارم که در سال ۹۲ اجرایی شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *