ابراهیم عمرانی از متخصصان شناخته شده علوم کتابداری و اطلاع رسانی است که هم در حوزه نظر و هم در دایره ی عمل دارای تجارب بسیار هستند. وی سالهای بسیار مدیریت کتابخانه دانشگده علوم دانشگاه تهران را بر عهده داشته و در چندین دوره در انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران فعالیت و حضور موثر داشته است. ابراهیم عمرانی هم اکنون سرپرست مرکز اطلاعات و مدارک علمی است. نوشته ها و تحلیل های سید ابراهیم عمرانی در لیزنا همواه خواندنی بوده است.
آنچه در زیر می آید نظرات ایشان پیرامون پرسش هایی با موضوع “مدیریت کتابخانه ها و جایگاه اجتماعی کتابداران” است.لطفا بخوانید و نظرات خود را در انتهای مطلب منعکس کنید.
۱. آیا شما مدیریت کتابداران در کتابخانه ها را حق کتابداران میدانید و یا متخصصان دیگر حوزه ها نیز جواز حضور و مدیریت باید داشته باشند؟ دلایلی خود را در صورت موافق یا مخالف بودن لطفا ذکر کنید.
* جناب آقای حیدری نژاد نمی دانم که خودتان می دانید پاسخ دادن به این سوال چقدر سخت است. مشکل مدیریت، مشکل اصلی کشور ایران است. در حوزه کاری ما هم مشکل مدیریت وجود دارد. ضمن اینکه همینجا به آقایان رشته مدیریت هم عرض کنم که منظورم مدرک داران مدیریت نیستند که در افتضاح مدرک جویی حاضر فرقی بین مدرک داران کتابداری و مدیریت و مهندسی نیست و مشکل مدرک، همگانی است و از نظر من هرکس مدرک کتابداری دارد کتابدار نیست و هر کس که مدرک مدیریت دارد هم مدیر نیست و مدیریت کردن نمی داند. به گفته حافظ ” نه هر که چهره برافروخت دلبری داند”.
در پاسخ سوال حضرتعالی نمی دانم به کتابداران باید رای بدهم یا به مدیرانی که از رشته های دیگر می آیند. راستش را بخواهید داستان مدیران خوب کتابخانه ها در ایران خیلی با حساب و کتاب نبوده و بنا به جستجوهایی که حدود ۷ سال پیش کردم خیلی شانسی بوده است.
به هر حال در سطوح کتابخانه های بزرگ ، مثل کتابخانه ملی یا کتابخانه های مرکزی دانشگاهی یا مجموعه های بزرگ وزارتی، شاید خیلی فرق نکند که کتابدار باشند یا غیر کتابدار . در آن سطح چهار مشخصه را اگر داشته باشند کتابخانه و موسسه و ایران شانس آورده اند:
اول: تمام وقت بودن
دوم: بلند مدت بودن
سوم: داشتن شم مدیریت (نه مدرک مدیریت که هیچ فرقی با مدرک مهندسی کامپیتر و کتابداری ندارد)
چهارم: روابط خوب و معنا دار با بالا دستیها و بالا بالا دستیها
قبلا هم نوشته ام در سطوح مدیریتهای بالای کتابداری، تمام وقت بودن و بلند مدت بودن مدیریت خیلی برایم مهمتر از کتابدار بودن آنهاست. البته اگر هر یک از چهار مشخصه بالا را نداشته باشد، واقعا خودش و خودم و همه ول معطلیم (بالخره مدیریت ایرانی اینها را می طلبد). حالا اگر این چهار تا مهیا بود، آن وقت تحصیلات کتابداری را بر دیگران ترجیح می دهم. ولی اگر تحصیلات کتابداری دارد و در دانشگاهش در وزارتخانه اش از روابط خوبی با بالادستیها برخوردار نباشد و بی تعارف تحویلش نگیرند، آن قدر کارش کند و فرسایشی می شود که خودش به مرور و به آرامی انگیزه هایش را از دست می دهد و تبدیل می شود به همان متخصص مدیریت و متخصص الهیات و متخصص علوم پایه و کشاورزی که در حال حاضر هم کم نیستند در کتابخانه های ایران.
در بهترین حالتهایی که دراین سی و هشت سال دیده ام، مثلا برای کتابخانه های مرکزی دانشگاه، مدیرانی از هیات علمی بوده اند که مورد وثوق مقامات دانشگاه بوده اند و معاونان فنی کتابداری قوی داشته اند و به آنها فرصت کار و پیشبرد ایده هایشان را داده اند. در این شرایط معاونان و کارشناسان فنی کتابداری می توانند برنامه های خود را با حمایت ایشان جلو ببرند. وای به وقتی که عضو هیات علمی غیر مرتبط را می گذارند بر راس کار و ایشان هم تمام وقتش را صرف کتابخانه نمی کند و یا به علت علاقه به درسها و پژوهشهای خودش وقت نگذارد یا به قول یکی از روسای قبلی کتابخانه مرکزی می گفت من دیدم پست خوبی است و ماشین و راننده هم دارد دیدم خیلی بهتر از مدیر گروهی است و هرگز کسی ایشان را درگیر کتابخانه ندید.
البته فرقی نمی کند اگر دکتری از رشته خودمان کتابداری را هم بگذارند که کلاس و حق التدریس و مشاوره در کتابخانه ملی و نهاد ها و مراکز مختلف همه را به علت مدرک بر عهده بگیرد و سردبیر یک نشریه و عضو هیات تحریریه ۱۳ نشریه و داور ۱۳ نشریه هم باشد و رئیس کتابخانه مرکزی هم باشد. این را هم دیده ام که پروژه ای تعریف نمی شود و پیش نمی رود. بلکه چراغی روشن است و همه احساس می کنند که مغازه باز است . من ترجیح می دهم این مغازه بسته باشد، می دانید چرا؟ برای اینکه این مغازه مشتری پران است و به کل صنف لطمه می زند. می آیند و می بینند سرویسی نمی گیرند و ول می کنند و می روند و چهار تا حرف هم نزد دیگران می زنند که اصلا برای همکاران زحمتکش نگران کننده است. کتابخانه موجودی زنده است و نیاز به تغذیه روزمره ایده های نو و منابع نو و خدمات نو دارد. این مراقبت تمام وقت است و باید خوب مدیریت شود.
۲. حضور افراد غیر متخصص بر صدر کتابخانه ها چه مسائل و عوارضی را برای کتابداران و به طور کلی این حوزه به دنیال خواهد داشت؟
*فکر می کنم نظرم را در همان سوال بالا گفتم. ولی نکته ای اضافه کنم. در بالا من درباره کتابخانه های بزرگ و ملی و مرکزی کشور گفتم که خیلی برای مدیر اصلیش تخصص نیاز نداریم و تخصص را می تواینم از معاونان کتابدار ایشان بخواهیم ولی در مورد کتابخانه های کوچکتر مثلا کتابخانه های دانشکده ای در دانشگاهها یا کتابخانه های شعبه ای و کتابخانه های کوچکتر ترجیحم مسلما با مدیران کتابدار است. من یک کتابدار دانشگاهی هستم و برای مدیریت کتابخانه های دانشکده ای دانشگاهها ترجیحم با کتابداران است. البته وقتی کتابداران را برای پستهای مدیریتی کتابخانه های دانشکده ای می گمارید، باید ۴ شرطی را که در سوال یک پاسخ دادم حتما داشته باشند
اول: تمام وقت بودن
دوم: بلند مدت بودن
سوم: داشتن شم مدیریت (نه مدرک مدیریت که هیچ فرقی با مدرک مهندسی کامپیتر و کتابداری ندارد)
چهارم: روابط خوب و معنا دار با بالا دستیها و بالا بالا دستیها
اگر در مورد غیر کتابداران و هیات علمیها تاکید داشتم که بندهای یک و دو خیلی برایم مهمتر هستند، در مورد کتابداران تاکیدم این خواهد بود که بنده های سه و چهار خیلی مهم هستند
۳- آیا حضور کتابداران را جایگاه مدیریت کتابخانه ها موجب ارتقاء جایگاه اجتماعی آنان و همچنین در روند هویت یابی و تعمیق آن موثر می دانید؟
*بله. به شرط کتابداران بودن نه فقط مدرک ارشد یا دکتری کتابداری داشتن. اگر کتابدار به مفهوم صحیح آن نباشند، چنان لطمه ای به همه حرفه می زنند که خیلی جبران ناپذیر خواهد بود. اگر حد و شان مسئولیت خود را ندانند خیلی لطمه شان بیش از یک غیر کتابدار است. الآن می گویند این کتابخانه خوب نیست و ما می گوئیم که مدیرش کتابدار نیست ولی اگر مدیر کتابدار شود و بدون مشخصه های کتابدار خوب و مدیر خوب کارش رادرست انجام ندهد، مسلما لطمه بیشتری خواهند زد. داستان روان انسانها هم که شوخی ندارد. دوست دارند رئیس باشند و تلاش می کنند رئیس شوند و می شوند. ولی گاهی هنوز زود است که رئیس شوند و قدیمیها هم می گفتند طرف غوره نشده مویز می شود. کتابدار / رئیس بی مسئولیت جایگاه و هویت یک صنف را فدای خواستهای کوتاه مدت خود خواهد کرد
تشکر از شما
آفرین واقعا تحلیل زیبایی بود بدون حب و بقض و خالی از هرگونه سیاست زدگی
امیدوارم مسولین هر چه زودتر تدبیری بیاندیشند
بسیار سنجیده و واقع گرایانه صحبت شده است. این نیز نشان دهنده تجربه ذی قیمت ایشان است
من کاملا با شما مخالفم .یعنی چی که مدیر اصلی کتابخانه های بزرگ نیاز به تخصص ندارند واقعا از شما بعید است اگر واقعا فکر میکنید حرفتان درست و دوستان بالا هم خیلی به شما و نظر خودشان مطمئن هستن بهتره بروید و مثلا به روسای بیمارستانها بفرمایید که جای شما را یک تزریقات چی هم میتونه پر کنه به روسای بانک ها هم اعلام کنید که نیاز به تخصص بانکداری نداریم وهمینکه جدول ضرب بدونید کافیه.واقعا این حرف شما یعنی چی؟
جناب عمرانی فرموده اند: «درباره کتابخانه های بزرگ و ملی و مرکزی کشور گفتم که خیلی برای مدیر اصلیش تخصص نیاز نداریم و تخصص را می توانیم از معاونان کتابدار ایشان بخواهیم».
جناب آقای عمرانی، می دانم که می دانید، اما یادآوری می کنم که کتابخانه ملی ایران از اواخر ریاست آقای بجنوردی تا به حال، روی معاون کتابدار به خود ندیده است!
با سلام
با نظرات شما موافقم.
واقعا مدیر بودن به همراه ۴ نکته بالا میسر می شود. من خودم در کتابخانه ای کار مکینم که مسئولش کتابدار خوبی است اما نمی توانم بگویم که مدیر خوبی است. زیرا در حوزه مدیریت کمی ضعیف عمل میکند مخصوصا در ارتباط با بالا دستی ها و سماجت داشتن و صبر و حوصله با همان بالا دستی ها و خیلی نکات دیگر…
شم مدیریت مهم ترین ویژگی مدیر خوب است که بابودن یک متخصص موضوعی در کنار این مدیرمی تواند بهترین عملکرد را داشته باشد.
با سلام و تشکر از آقای عمرانی. من با نظر ایشان موافقم. چون داشتن تحصیلات کتابداری دلیلی بر این نیست که حتما در مدیریت کتابخانه موفق می شویم.
آن چهار ویژگی خیلی لازم است. البته من به ویژگی چهارم یک چیز دیگری راهم اضافه می کنم. داشتن روابط خوب با پایین دستی ها.
من خودم کارشناسی ارشد کتابداری دارم و به این رشته علاقمند هم هستم ولی هیچ علاقه ای به کار مدیریتی ندارم و بالاجبار در سمت مدیریت کتابخانه های شهرستان قرارگرفتم.
ولی اگر کتابدارانی وجود داشته باشند که علاقه و توانایی کار مدیریتی داشته باشند و آن چهار ویژگی که آقای عمرانی فرمودند را هم دارا باشند، کتابخانه های ایران و شان و منزلت اجتماعی کتابداران به موقعیت مطلوب خواهد رسید. انشاء الله
البته به شرطی که این افراد لایق پس زده نشوند و در جای مناسب خود قرار گیرند.
سلام. من تا حدودی با حرف های آقای عمرانی عزیز موافقم اما اصل قضیه که انتخاب مدیران است اصولا در ایران هیچ قاعده و قانونی ندارد. بیش از ده است که کتابدار دانشگاهی هستم و در سه کتابخانه مختلف از سه وزارتحانه مختلف کار کرده ام. همه جا آسمان یکرنگ است. انتخاب مدیران کتابخانه ها حداقل در دانشگاه ها فقط و فقط بر اساس رابطه و رانت است نه شایسته سالاری و تحصیلات و غیره… مسئول کتابخانه فلان دانشکده دختر عمو یا پسرعموی رئیس اداری مالی فلان دانشکده است. مسئول کتابخانه دیگر جزو فلان دسته یا گروه مذهبی وسیاسی است که با فلانی مرتبط است. مسئول یکی از کتابخانه های دانشگاه با مدرک دیپلم … اصلا نگیم بهتره.
انشالله همه توی پستهای مدیریتی شون خوش باشن با ماشین و راننده و امکانات…بدون سوگیری
ببخشید خط اول منظورم ده سال است… بود.